ما تو زندگی شانسم نداریم رو دختر همسایه کراش زدم هزارتا م

ما تو زندگی شانسم نداریم رو دختر همسایه کراش زدم هزارتا م

ما تو زندگی شانسم نداریم رو دختر همسایه کراش زدم هزارتا مشکل هست روبروم داداشش باباش مامانش میگم اصلا نفهمن من با این تو رابطم که هنوز نیستم باریستا کافس دختره کل روزو تو کافس بیشتر نه با رفیقاش نه میاد پارک نه چیزی جدیدا دادم یه چندتا از رفیقام شمارمو ببرن کافه بهش بدن بگن بهم پیام بده این اولین دختریه که ازش خوشم اومده بعد این دیگه دختری نیست... عا چی بگم روم نمیشه حتا برم کافه ای که دختره توش کار میکنه یه چیزی بخورم دعاکنید این با من اوکی شه خدایی ازش خوشم میاد همون نظرم اینه که اول با مجازی باهاش شروع کنم بعد بهش بگم واقعا کی ام.
دیدگاه ها (۱۱)

#دلنوشت #تکست #استوری #دکلمه #دکلمه_زیبا #دکلمه_خاص#زیبا #خا...

My dady پارت④بعد از ناهار رفتیم دفتر مدیر برای عملی کردن نقش...

part ⁷جونگکوک: م.....*پریدن وسط حرفشب.ج: تو اصن میدونی که گو...

چند پارتی جیمین پارت هفتم

ازدواج اجباری

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

THE FIRST KISSPART: 2&: ببین من الان کارم به تو بستگی داره ی...

You are mine...⁷+خب الان باید چیکار کنیم؟با لبخند شیطنت امیز...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6جانگکوک زیر لب غرید...

True Love①②ا/تبا یه تیپ ساده ولی قشنگ رفتم پایین. تهیونگ تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط