گفت بخاطر خودت از تو دست کشیدمبرای اینکه بیشتر آسیب نب

گفت: "بخاطر خودت از تو دست کشیدم،برای اینکه بیشتر آسیب نب

گفت: "بخاطر خودت از تو دست کشیدم،برای اینکه بیشتر آسیب نبینی!"
مثل این می ماند که در دریا غرق شوم و آخرین تلاشهایش را هم برای نجاتم دریغ کند!
چطور میشد بدون او آسیب نبینم؟
خدای من انگار نمی دانست آینده ی آرزوهایم به بودنش بند است!
او دست هایم را در حین غرق شدن رها کرد
تا آسیب نبینم!
چه توجیه احمقانه ای...
دیدگاه ها (۰)

پروانه جان

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

free from the court (p1)

هم‌سلولی خطرناک (پارت آخر)× برو، قبل از اینکه پلیس پیدات کنه...

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

Part:2💫طلوع خورشید رسیده بود کانوسا داخل آینه به چهره ی الهی...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 61_ولی یک آدم چطور م...

پارت هیفده

پارت سوم..... :)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط