{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدم تا به دلم بلکه پناهی بدهم

آمدم تا به دلم بلکه پناهی بدهم
تا که این بغض فرو خفته به آهی بدهم
آمدم چشم به چشم تو بدوزم هر دَم
دو جهان را به تمنای نگاهی بدهم
آمدم مست از آن باده ی نابِ تو شَوم
تا که جان را به هواهیت به تباهی بدهم
آمدم بر سرِ این دارِ مکافات شَوَم
آمدم تا که سَرم را به گناهی بدهم
آمدم حیف! دلت چو سنگِ خاراست
آمدم این دل خود را به سباهی بدهم
لحظه ای کاش دلت نَرم شود با دلِ من
تا زِ قلبت به دلم آیم راهی بدهم
اینقدر با دل دیوانه تو بیگانه نباش
تا بیایم به دلم بلکه پناهی بدهم
دیدگاه ها (۰)

نگرفتی خبــر از گمشده راهی گاهیکه بپرسی کمی از حال‌ تباهی گا...

چندتا نکته میگم مخصوص برعندازاسدرسته اینا خیلی اوسگلن ولی دل...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

حقیقت پنهان پارت ۵نامجون اولین کسی بود که قدم برداشت و به سم...

عاشقانه

روی این دفتر نم خورده کاهی بنویسدرد دل یا که گله ،هر چه که خ...

روی این دفتر نم خورده کاهی بنویسدرد دل یا که گله ،هر چه که خ...

روی این دفتر نم خورده کاهی بنویسدرد دل یا که گله ،هر چه که خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط