{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

https://wisgoon.com/v/DK2W7WOVEJ

https://wisgoon.com/v/DK2W7WOVEJ
@mobina.one
هر چقدرم سر به زیر بودم و معذب ، باز حریف عطر موهات که پیچیده بود اطرافم نمیشدم.
فکر کن یه شیشه ی عطر خوش بو ، درش باز شده باشه ، اونوقت تو نفساتو حبس کنی و نخوایی استشمامش کنی.
مثل کسی که از پشت کشیده بشه توی طوفان ، دیگه کنترلش دست خودم نبود.
جاذبه ای که عطر تنت داشت ، منو مجاب میکرد که به سمت و سوی تو نفس های عمیق بکشم.
حس وارد شدن به جاده ی پر از مه توی جادهای شمالو داشتم.
مشخص نیست که هر چی جلوتر میری چه اتفاق هایی ممکنه بیوفته ، اما جذابییتش بهت میگه که ادامه بده.
یه جایی باید چشمها رو ببندی و خودتو بسپاری به جاده.
انتهای راه ، همونی شد که رویا پردازی میکردیم.
همونی شد که هر وقت حرفشو میزدیم یه ای کاش هم انتهاش می‌آوردیم چون به نظر محال میرسید.
همونی شد که بار ها با هم مرور کرده بودیم و حرفشو زده بودیم.
خوشحالم که انتهای این جاده به یه قسمتی از آرزوهامون رسیدیم

#عاشقانه
#دلنوشته
#گیلان
#رشت
#مهدی
#الهه
#نامتواری
@namotevari
دیدگاه ها (۱۶)

https://wisgoon.com/v/XVRU169LY1@mobina.one مثل یه نسیم خنک ...

Custom bride part : ۱۶

https://wisgoon.com/namotevarihttps://wisgoon.com/v/91WHP83I...

@mobina.one فرق هست بین حضور آدم درست و نادرست توی زندگی.یه ...

https://wisgoon.com/mobina.oneقربونه قدرت خدا برم من.وقتی بر...

26 Part

@mobina.oneچند وقت پیش یه مطلبی خونده بودم موضوعش این بود که...

Part ¹²¹ا.ت ویو:بین زمین و آسمون بودیم..دورتا دورمون سیاهی م...

#پارت_سـی_و_دو "از اتاق شخصیم توی کمپانی اومـدم بیرون تا برم...

( قسمت چهل و پنجم: عطر خمینی ).پتو رو کشیدم روی سرم و چشم ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط