وقتی از تو میگویم

وقتی از "تو" میگویم؛ صورتم جان میگیرد چشم هایم برق میزند و لبخندی ناخواسته روی لب هایم مینشیند ... و من چقدر "خودم" را دوست دارم وقتی از تو حرف میزنم... #

چشم وا ڪردم و دیدم
ڪہ وجودم " تو شدی "

دفتــر پـر غـــزل
خاطره هایم " تو شدی "

درسرم نیست بجز
حال و هوای تو و عشق

شادم از اینڪہ همہ
حال و هوایم " تو شدی "

درد من دوری از توست
بغــــل وا ڪـن تـــا

ڪہ بڪَویم بہ همہ
قرص و دوایم " تو شدی
دیدگاه ها (۱)

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

نقاش غزل تا ب چشمان تو پرداخت دیوان شد.ملکه خوب ها

پرنسس ناخواسته

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

پیمان نقره ای

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۳از دست دادن مادرش...

♥️ℒℴνℯ♥️ مث قلبم مث رویا مث جونم مث چشمام میدونم باورش سخته من اینجوری تورو میخوام 😍😘 ♥️

چشم وا ڪردم و دیدمڪہ وجودم " تو شدی "دفتــر پـر غـــزلخاطره ...

چشم وا ڪردم و دیدم ڪه وجودم " تو شدیدفتــر پـر غـــزل خاطره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط