{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی از "تو" میگویم؛ صورتم جان میگیرد چشم هایم برق میزند و لبخندی ناخواسته روی لب هایم مینشیند ... و من چقدر "خودم" را دوست دارم وقتی از تو حرف میزنم... #

چشم وا ڪردم و دیدم
ڪہ وجودم " تو شدی "

دفتــر پـر غـــزل
خاطره هایم " تو شدی "

درسرم نیست بجز
حال و هوای تو و عشق

شادم از اینڪہ همہ
حال و هوایم " تو شدی "

درد من دوری از توست
بغــــل وا ڪـن تـــا

ڪہ بڪَویم بہ همہ
قرص و دوایم " تو شدی
دیدگاه ها (۱)

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

پارت بیست‌ونهم | فرودپارک لارانور کم‌رنگ صبح از پنجره‌ی هواپ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

پیمان نقره ای

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟐( ویو راوی )دختر آروم ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❼قاعده‌ای وجود ندارد كه به درد همه بخورد، هر كس ب...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط