به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
صبح را با تمام وجود
نفس خواهم کشید.
خستگی ام را در
رختخواب رخوت خواهم پیچید.
کفش هایم را به صبح های
تازه آشنا خواهم کرد.

من هم صدا با همه پرنده ها
به خوشبختی لبخند خواهم زد.
آغوشم را از آرامش
صبح پر می‌کنم
تا آغاز شوم مانند روزهای آفتابی
من به صبح ، نزدیک تر از
همه آفتاب ها هستم . . .

#فروغ_فرخزاد

✦ @foroogh_shamloo ✦
دیدگاه ها (۲)

پروانه جان

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

فاصله یک لبخند تا جنون

دریاچه خونینفصل اول _ پارت22یک ماه گذشته بود.سی روز از روزی ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۹‌فلش‌بک - خاطرات ۱۴...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

💗 قولی که شکستییک هفته گذشته بود.هفت روزی که ا.ت تلاش کرده ب...

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد...صبح را با تمام وجود نفس خو...

«به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد.»صبح را با تمام وجود نفس خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط