شش ماهه ی اربابم باب الحوائجست

شش ماهه ی اربابم باب الحوائجست

لرزه بر دست من و پیکر تو میلرزد

وسط معرکه دیدم #سر تو می لرزد

خواستم از #گلویت تیر کشم اما حیف

تیرهم در وسط حنجر تو می لرزد

شده #آویخته بر پوست سر کوچک تو

گر ببیند سر تو، خواهر تو می لرزد

موقع #دفنِ تنت، کار پدر مشگل شد

عمه ات گفت، هنوز اصغر تو می لرزد

کاشکی نیزه ی دشمن نکند پیدایت

نیزه در خاک رود، #مادر تو میلرزد
😭😭😭
دیدگاه ها (۱)

زیبای کوچک فریبکار

#حضرت_علی_اصغر #شب_هفتم_محرملرزه بر دست من و پیکر تو میلرزدو...

سمتِ گودال می‌ره عبداللهبا رَجزهاش می‌رسه از راهدلاور و زاده...

با چه رو خیمه بَرَم این سرِ آویزان راچه کنم مشکلِ این حنجر خ...

خدا لعنت کنه حرمله رو . .. . .. . با چه رو خیمه بَرَم این سر...

تقدیم به امام صادق علیه السّلامبسم الله الرّحمن الرّحیمشدی ش...

ای پیکر برهنه ی بی سر حسین منآیا تویی عزیز پیمبر، حسین من؟پی...

اینهمه زخم چرا ریخته روی بدنت؟جای یک بوسه نماند از کف پا تا ...

زبان حال عبدالله بن حسن:عمو رسيدم و ديدم؛ چقدربلوا بودسر تصا...

دور گودال ازدحام شدهنگرانم ازین شلوغی هاصبر کن آمدم عمو جانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط