جدا یه وقتایی دلم میخواد بمیرم آرزو می کنم کاش نگفته بودم

جدا یه وقتایی دلم میخواد بمیرم آرزو می کنم کاش نگفته بودم

جدا یه وقتایی دلم میخواد بمیرم آرزو می کنم کاش نگفته بودم ده تا قرص خوردم تو تنهایی تو شیشه مشت میزدم شاید الان مرده بودم و لازم نبود هیچ کاری انجام بدم تا سعی کنم همرو راضی نگه دارم;)))
دیدگاه ها (۸)

part 3

دازای:موری سان من کار رو نمیکنم..نمیخوام برم- و حرفم و سیلی ...

معامله نهاییپارت ۷۰هیچوقت دغدغه ام این نبوده که چیزی رو چجور...

*🐥: اینجا ساعت ۲:۴۰ بعدازظهره، اما به‌خاطر اختلاف ساعت و این...

ازدواج اجباری بین ما دوتابچه ها توجه کنین من اِما رو اینجوری...

ستاره ی من (پارت۶) (فالو:فالو)

می‌دونم شاید نتوانید کمکم کنید ولی بهتون نیاز دارم ماجرای هم...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

سلام قشنگام. خوبین؟سلامتین؟همه چی خوبه؟بچه ها باید یه چیز به...

رها❤ فکر نمی کنم هیچ وقت واقعا بفهمی چقدر برام مهمیچون هر چق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط