{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Custom bride part : 13

سعی کردم اعتراض کنم : + به نظر درست نمی رسه
این انگشتر مادرشه این چیزیه که باید از روی عشق به کسی تقدیم کنیی
دیشب عکسی از مادر و پدرش رو داخل اتاق خوابش دیده بودم میدونستم که اون‌ها عاشق همدیگه بودن نامجون ترکیبی از هر دوتاشون بود مادرش موهای تیره و چشمان خاکستری داشت اما مثل پدرش ورزیده و درشت هیکل بود چهره ی پدرش در حالی که به مادر نامجون نگاه میکرد سرشار از عشق بود نگاهش خیلی زیبا و دردناک بود من همچین ازدواجی میخواستم
گفت: _ تو قراره همسر من بشی
+ ولی فرق داره
_ تو اون رو میپوشی و این حرف اخرمه
حرفاش جدی بود به وضوح از اینکه من بهش فشار می آوردم ناراحت شده اما سپس قبل از اینکه مچم رو رها کنه کف دستم رو بوسید خیلی نرم و شیرین با حرف های سخت و جدیش همخوانی نداشت
فقط سرم رو با موافقت تکون دادم دعوا با اون فایده ای نداره من اینجام تا باهاش ازدواج کنم و اگه این حلقه ایه که اون میخواد من بپوشم پس همینکارو می کنم
فقط احساس اشتباهی داشت مثل اینکه دارم حلقه رو آلوده میکنم میدونم که این ازدواج احتمالاً دوام نخواهد داشت
_ و هر زمان که بخوام تو رو میبوسم ، حتی بیشتر تا به مردهام نشون بدم مال منی
با این حرف برگشت و من رو همونجا رها کرد رفت و شروع به خوردن غذاش کرد که روی میز آشپزخانه گذاشته بودم انگار میدونست که من اون رو براش درست کردم
نگاهی به میز انداخت سپس به بشقاب خودش وسط خوردنش متوقف شد
_ تو خوردی؟؟
دوباره سرم رو با موافقت تکان دادم و اون خوردن غذا برگشت باعث دلگرمیم شد که قبل از خوردن آخرین وعده نگرانه صبحانه خوردم یا نه
نامجون از ارل پرسید: _ مزرعه چطوره؟
× یه حصار دیگه پایین اومده و ما نمیتونیم سامی رو هیچ جا پیدا کنیم
نامجون چنگال خودش رو رها کرد
_ تو داری با من شوخی میکنی
× نه ، یجای کار می لنگه
ارل در حالی که قهوه اش رو مینوشید اضافه کرد
_ من لباس می پوشم و بعد از چند ساعت بیرون میام
نامجون چند لقمه دیگه از صبحانه اش خورد سپس به راهرو رفت من پشت سرش دنبالش کردم ارل چشمکی بهم زد
وقتی وارد اتاق شدم بهش گفتم : + برای خرید باید به شهر برم
شلوارش رو در آورد و من سریع برگشتم و پشتم رو بهش کردم شنیدم که خندید
_ فردا تو رو میبرم و بعدش هم مجوز ازدواجمون رو میگیریم میخواستم امروز بریم اما به نظر میرسه که یه آشفتگی دیگه دارم که باید بهش رسیدگی کنم
میخواستم اعتراض کنم اما میدونم که به اندازه ی کافی مشکلات داره
+ باشه
تمام چیزی که گفتم همین بود در حالی که از اتاق خارج میشدم و برای تمیز کردن به آشپزخانه برگشتم
ارل گفت : حتی قهوه ات هم عالیه خانم چیزی هست که نتونی درست کنی؟
و یک فنجان دیگه برای خودش ریخت
در حالی که فکری به ذهنم رسید بهش گفتم: + خب این تموم چیزیه که دارم تا زمانی که بتونم به فروشگاه برسم همینه اگه یکی از مردهاتون خیلی سرش شلوغ نباشه فکر میکنی بتونه من رو به شهر ببره؟ خوشحال میشم تو دست و پا نباشم و مزاحم نامجون نشم مشخصه که اون واقعاً سرش شلوغه و نمیتونه ساعت‌ها داخل شهر بمونه تا من مواد غذایی مواد غذایی های مورد نیازم رو بخرم
× فکر میکنم بتونم این کار رو انجام بدم من براندون رو خبر میکنم تا تو رو ببره فقط برو مقداری پول نقد از دفتر نامجون بیار کشوی پایین میزش داخل یه جعبه فلزیه هر چی لازم داری بردار ما لوس شدیم و دوست داریم برای شامی مثل دیشب به خونه برگردیم
+ ممنونم مطمئن میشم که امشب برای دسر یه چیز خاص برات کنار بذارم
× تموم روز منتظرش خواهم بود
درست در اون لحظه نامجون به اتاق برگشت، دقیقاً به سمت من اومد و یکی دیگه از اون بوسه هاش رو روی لبم کاشت و نفسم رو بند آورد
_ در رو قفل کن
این رو گفت و رفت واقعاً باید یکم اداب معاشرت یاد بگیره یا شایدم اون رو با همه ی بداخلاقی هاش دوست دارم
┈┈┈°•๛•°┈┈┈
_نامجون_
گرد و غبار شلوار جینم رو تمیز کردم به سمت خانه بزرگ رفتم و به این فکر میکردم که چقدر تصادفی همچین اتفاقی دو روز متوالی پشت سر هم افتاده هرازگاهی یک حصار میشکست اما دو حصار یکی بعد از دیگری مشکوک بنظر میرسید. ما هنوز نتونسته بودیم بهترین گاومون سامی رو پیدا کنیم و در حال حاضر همه چیز به هم ریخته قصد دارم با مزرعه جانسون تماس بگیرم تا ببینم اون رو دیدن یا نه اونها مزرعه‌ی رقیب کنار ما بودن و به طور معمول ارتباطی با هم برقرار نمی‌کردیم اما من باید همه چیز رو امتحان کنم

سلام به عزیزان گلم اینم از پارت جدید عروس سفارشی با اینکه هنوز شرط پارت قبلی نرسیده بود واستون گذاشتم لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه خوشگلا
لایک : ۴۹
کامنت : ۴۰
ری‌پست : ۱۰
دیدگاه ها (۰)

Custom bride part : 4

پارت ۲۳ — «عکس ممنوعه»رها هنوز لبخند می‌زد و عکس رو پشت سرش ...

پارت ۱۸ — «چالش عجیب»جونگکوک جعبه رو جلو کشید و یه کاغذ دیگه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط