گدیزی که همیشه پناه بود

گدیزی که همیشه پناه بود..

گدیزی که همیشه پناه بود..
پناه دوستش،ناره،خانوادش..
و بعد به یه جایی رسید که دقیقا شادمهر درست میگه
یک حنجره بی هم نفس
انقدر زیاد بود برای همه و کم برای خودش که بی نفس شد
حالا هرچقدرم بگین سیاه شده
من هنوزم همون گدیز قسمتِ اولُ میبینم که دیگه نمیتونه با این حجم از تنهایی و غم بسازه و اینجوری میخواد جبرانش کنه..
ما باید درک کنیم بعضی وقت ها همه ی ما انقدر بی نفس و بی پناه میشیم که از این حالِ بد به عصبانیت میرسیم
به یک غمِ بزرگ
به یک اندوهِ بی پایان
به یک جای بی بازگشت‌
به یک حالِ بد:)🖤
#دخترسفیر
دیدگاه ها (۲)

شرابی از جنس نفرت

# شَریان# پارت ۱۱صدای ریز هَنگ دِرام مهرسا بلند میشه و انگا...

عنوان/ سایه ی دل ها. تک پارتی

گس لایتر/پارت ۲۷۲

خانمم همیشه میگفت دوستت دارممن هم گذرا میگفتم منم همینطور عز...

۱۵ کامنت برای پارت بعد.......دره ی خوشبختــــــــے♡《پارت ۱۹》...

ا#گه_بدونی#قسمت_10با هیجان تعریف میکردم که هلم داد تو بغلش_ ...

کمی طولانیه بخوانید.یکی از دوستان قدیمی که در ارتش زمان شاه،...

سرگذشت ترانه عشق - قسمت ششم آره دوستای گلم اگه شما هم مثل م...

#پارت:#بیستم#رمان#لیلی.بی.عشقنوشته:#پرنیامیخواستم برم بیرون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط