بعض وقتا ک برمگردم و با خودم روراست مشم  مبینم چقدر جاها ب ...

،،،

،،، بعضے وقتا کہ برمےگردم و با خودم روراست مےشم ، مےبینم چقدر جاها بہ خودم کم‌‌لطفی کردم؛ چقدر از حقِ دلم گذشتم تا بقیہ ناراحت نشن ، تا تنها نمونم ، تا دوست‌‌داشتنےتر بہ نظر بیام.
کوچولوی درونمو بارها ساکت کردم ، کوچیکش کردم ، گذاشتم زیر سؤال بره ، فقط برای اینکہ چند نفر بیشتر بمونن؛ آدم‌‌هایے کہ امروز حتے حضورشون هم توی زندگیم کمرنگہ.
شاید گذشتہ پر از حسرت باشہ ، اما بےثمر نبوده. چون امروز ، آگاه‌‌تر از قبل ، مهربون‌‌تر با خودت ، و محکم‌‌تر راه مےری. حالا مےدونے احترام از خودت شروع مےشہ و هیچ رابطہ‌ای ارزش له شدنِ درونت رو نداره. این دردها ، هرچقدر هم سنگین ، تو رو بہ جایے رسوندن کہ بالاخره خودت رو جدی بگیری.
دیدگاه ها (۸.۸k)

واست دعا میکنم.

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

وقتی دوست پسرت تولدت رو فراموش کرد💛پارت ۱روایت از زبان کایلی...

کپشن مهم...

انگار من توی هیچ جمعی جا نمی‌شم؛ همیشه یه گوشه‌ام، همیشه ساک...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

#گلزار اومده به #عطاران تیکه انداخته که مررررد به خودت برس !...

رمان جونگکوک

how much i love you so...

اسم فن فیک:الهه ی من هشتک: #My_deity ژانر:عاشقانه،فانتزی،تخی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط