{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مگر در لحظه ی جدایی

مگر در لحظه ی جدایی
دیونه شد 🥺
ادمیزاد سختشه که بگه «به من توجه کن» برای همین قیل و قال راه میندازه؛ عصبی میشه، داد میزنه، قهر میکنه، با خودش ‌زمین و زمان لج میکنه برای اینکه به چشم اونی که می‌خواد بیاد، برای اینکه دیده بشه.. تو فقط میبینی که چشماشو میبنده و داد میزنه و هیچی نمیشنوه! اون داره میپر‌ِه و دستاشو تکون میده و میگه: «هی من اینجام، ببین منو..!» داره میگه: «به من توجه کن» و میدونی چقدر درمونده است؟! سراسر استیصاله و اگر به زبون بیاد؛ دیگه گفتن و نگفتنش فرق نداره
@diva.f
دیدگاه ها (۱)

عشق اول

پارت 41رمان عشق مدرسه ای که یهو از سبزه هایی که روی چمن قرار...

عنوان: عنوان دوست پسرت( ساتورو گوجو)سلام سلام خوشگلا ایندفعه...

پارت 42 رمان عشق مدرسه ای بعد 25 دقیقه دیگه فرنی ات حاظر میش...

چند پارتی کوک پارت ⁴و ا.ت هم بعد از چند دیقه همراهیم کرد ......

تهیونگ پرسید: بچه مگه شما کرم دارینکوک و ا/ت: هاالیسا: ببین ...

فصل اول قسمت ۴برج وی اون طرف واکس الستور رو میبره تو اتاق کن...

وقتی اکسته و میخواد بهت برگردهکل سالن اسلیترین رنگ سبز به خو...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:⁹+ جونگکوک‌ نمیتونم بیارمش.جونگکوک‌ و یونا ...

part:33ات:یااا چیکار می‌کنیهیونجین: فهمیدم باید چیکار کنیم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط