{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 41

پارت 41

رمان عشق مدرسه ای

که یهو از سبزه هایی که روی چمن قرار گرفته بود صدا در اومد و و ات ترسید و فکر کرد گرگه و سرشو گرفت و یک جیغ بنفش زد و شروع کرد به گریه کردند چون از بچگی ات یک دوست داشت با اسم رورااون خیلی با ات صمیمی بود و یکبار تو جنگل داشتند قدم میزدند یک شغال از میان بوته های چمن میاد و رورارو جلوی ات پاره میکنه و ات فوبیا داره.
و ات بدون توجه به هیون و بچه ها فرار میکنه به سمت چادر و میره توش و درو میبنده و خودشو تو پتو میپیچونه و گریه میکنه.

هیونجین که از این کارش تعجب میکنه دنبالش میدوعه و میرسه به چادر و بچه ها پشت سرش میان تو و هیونجین سری میره ات رو بغل میکنه و میگه :

هیونجین: چیشد عشقم؟ گریه نکن من اینجام خوشگله من. زیبای من

جونگین: ات حالت خوبه؟

لیسا: چیشد یهو که فرار کردی ات ؟ ترسیدم!

هانا: منم ترسیدم

مینهو: میشه تعریف کنی چیشد که فرار کردی با این سرعت؟

ات با بغض داستان دوستش رورا رو تعریف کرد و خودش رو بیشتر تو بغل هیون پیچوند و هیون یک بوسه به پیشونیش زد گفت:

هیونجین: الهی من فدات شم. ببخشید اگه میدونستیم نمیرفتیم عشقم

مینهو: اوهوم

جونگین: حالا بسته دیگه. برای اینکه حال ات خو بشه میخوایم استپ رقص بازی کنیم. نظرتون چیه؟

لیسا: اره حال میده

مینهو : میشه اهنگ چیک چیک بوم بزارین؟

هانا: به نظر من هم حال میده میخندیم

لیسا: فقط کی استپ بزنه؟

هانا: من استپ میزنم میخوام شما رو تماشا کنم.

جونگین: اوکی هانا

مینهو: چیک چیک بوم بزار

هیونجین: به نظر من جوجوم انتخاب کنه حالش خوب بشه

جونگین: اره راست میگه

مینهو: ای بابا

لیسا: خب ات چی میخوای؟

ات: اومم( فکر) مکث پینک ونوم بلک پینک

هیونجین : چشم پرنسس زیبا ی من. جونگین پلی کن

جونگین: اوکی. بزار پیدا کنم

هیونجین : باش

بعد از 2 دقیقه :

جونگین: اماده این؟

همه: اره

جونگین: بیا بگیر هانا جاهای سخت قطع کن

هانا: اوکی

لیسا: بزارین دیگه

مینهو: ات دنسشو بلدی؟

ات: اره

هیونجین: عشق من همچی بلده

مینهو: خیله خب پز ندن تو هم انقدر عشقم عشقم ایش

هیونجین: ( زبون درازی)🤣

مینهو: بیشور بی ادب

هیونجین: ( خنده)🤣

ات: بسته بچه ها

هانا: خب یک. دو. سه!

ات: هوووو

وسط های اهنگ بود همینحوری داشتند میرقصیدند که یهو هانا یک جای خیلی سخت که همه جاهای وایستادنای مخصوصا ات.
بعد از 5 ثانیه ات نتونست تحمل کن و با مخ افتاد زمین و اشکش در اومد و سرش کبود شده بود .

جونگین: بازی بسته. ات حالت خوبه؟

هیونجین: عشقم حالت خوبه؟ جاییت که درد نمیکنه؟

ات: نه اصلا خوب نیستم. سرم خیلی درد میکنه

هیونجین: بزار ببینم فدات شم

هیون دید سر ات کبود شده

هیونجین: اه من بمیرم برات اتم. کبود شده

و بعد هیونجین یک بوسه ی کوتاه به سر ات میزنه و روبروی جونگین میگه:

هیونجین: جونگین داش برو اب بیار برای ات من مواظب عشقم هستم

جونگین: باش

لیسا: ات نکنه سرت شکسته باشه؟

ات: نه فقط کبوده

لیسا: اها باشه

(جونگین اب رو اورد)

ات: ممنون جونگین

جونگین: قابلی نداشت

هیونجین: بیا اینجا جای خوابت دراز بکش یکم خوب بشی من برم برات فرنی درست کنم

ات: ممنون شوشویی

هیونجین لبخند میزنه و گونه ات رو پر از بوسه میکنه و میره برای اینکه فرنی ات رو درست کنه.

پایان پارت 🤓🪿🤍
دیدگاه ها (۰)

پارت 38رمان عشق مدرسه ای ویو صبح اردو: لیسا: ( خمیازه) صبح ب...

پارت 39 رمان عشق مدرسه ای همینجوری هیونجین داشت خنده میکرد ک...

پارت 36 رمان عشق مدرسه ای که رسید به جای ترسناکش ات نشسته بو...

پارت 31 رمان عشق مدرسه ای جونگین : خب اول مینهو بعد لیسا و ب...

پارت 30 رمان عشق مدرسه ای ویو تو راه اردو: هیونحین: عشقم گشن...

پارت 37 رمان عشق مدرسه ای و ات هم اومد تو بغل هیون و هیون مح...

پارت 33 رمان عشق مدرسه ای مینهو: شاید لیسا: بزار 5 دقیقه دیگ...

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

پارت 35 رمان عشق مدرسه ای⭐و وقتی لیسا اون صحنه رو دید با شتا...

پارت 28 رمان عشق مدرسه ایو هیونجین یش ات . ات تو دلش گفت: ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط