{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

۲۷ مرداد سالروز صدور پیام تاریخی #امام_خمینی (ره) و #آزاد

۲۷ مرداد سالروز صدور پیام تاریخی #امام_خمینی (ره) و #آزادی_پاوه قهرمان گرامی باد.

امام خمینی (ره): «تا دستور ثانوی، من مسئول این کشتار وحشیانه را قوای انتظامی می دانم و در‏‎ ‎‏صورتی که تخلف از این دستور نمایند، با آنان عمل انقلابی می کنم. والسلام.‏»
#‏‏شهید_چمران: «از ۶۰ پاسدار، فقط ۱۶ نفر باقی مانده بودند که ۶ یا ۷ نفر آنها مجروح و قادر به جنگ نبودند و بقیه نیز کوفته و گرسنه و به مدت یک هفته تحت محاصره در سخت ترین شرایط بودند. آب، نان، آذوقه و مهمات به پایان رسیده بود. همه ارتفاعات شهر به دست آنها افتاده بود. بیمارستان هم به دست آنها افتاده بود و همه ۲۵ پاسدارش به شهادت رسیده بودند.
نیرویی در حدود ۲ تا ۸ هزار نفر از همه گروه‌های چپی و راستی همه منطقه را زیر سیطره خود گرفته بودند.
چند ماشین با بلندگو در شهر به حرکت درآمدند و ندا دادند: هر کس وفاداری خود را به حزب دموکرات اعلام کند در امان است. ما فقط آمده‌ایم که پاسداران و دکتر چمران را سر ببریم.

صبح روز ۲۷ مرداد ماه سال ۱۳۵۸ بر بالای دیوار خانه پاسداران بودم و به شهر می‌نگریستم و گلوله از همه طرف می‌بارید. یک‌باره فریاد الله‌اکبر پاسداران به هوا بلند شد. پرسیدم چه شده؟ گفتند: امام خمینی از رادیو اعلامیه‌ای صادر کرده است. امام خمینی فرماندهی قوا را در دست گرفته و فرمان داده بود که ارتش باید ظرف ۲۴ ساعت خود را به پاوه برساند و ضدانقلاب را قلع و قمع کند.
دیدگاه ها (۰)

♨️ سپاه: ۲ تروریست مسلح گروهک جیش ظلم در شهر زاهدان به هلاکت...

💎 مواضعِ امنیتیِ امام خمینی در مصاف با رژیم صهیونیستی و بهائ...

خسف | قصه سی و چهارم: امام عسکری (ع) (بخش اول)

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش دوم)

امام خمینی را در خواب دیدم که دوبار به من گفت: تو یوسف می‌شو...

#حکایت_قدیمی «سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه»در زمان...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :آیا این پرسش، فقط در م...

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

پارت ۳۵ — «چیزی که قرار نبود اتفاق بیفتد»فردای آن روز، یورا ...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط