چقد این سناریو با این فیلم مچ شد(تهکوک)از شدت قشنگیش دارم عرررررر میزنم
ـ ولی این سناریو خیلی قشنگه!
➖➖➖➖
دوباره مینویسم برات عزیزکم… توی همون کافه ساحلی که عاشقش بودی.. ولی اینبار دیگه تو نیستی که قهوه تلخ مورد علاقهتو سفارش بدی و با تعریف کردن از مزه تلخش باعث بشی حالم بهم بخوره.. دیگه نیستی تا با هربار در اوردن یه نخ از سیگارای برگی که همیشه دوسش داشتی باعث بشی از عصبانیت سرخ بشم و سرت داد بزنم که نکش برای ریه ات ضرر داره!! دیگه نیستی تا وقتی غم دارم بغلم کنی و زیر گوشم بگی “از هیچی نترس زندگی… من اینجام!.. هیچکس نمیتونه اذیتت کنه!…”
مگه قرار نبود اینجا باشی تا وقتی میترسم بغلم کنی تا بهت تکیه کنم و دیگه نترسم؟.چپس چرا نیستی؟ هوم؟ آه که چقد نیستی و چقد من از این نبودنت منتفرم… چقد از دریایی ک تورو ازم گرفت متنفرم… چقد از ویلایی ک توش اخرین خاطراتمون و ساختیم متنفرم و چقد از تو متنفرم !! چقدر از تو متنفرم که بی خداحافظی رفتی… چرا باهام خداحافظی نکردی زندگی؟ترسیدی جلوت و بگیرم؟..آره خب میگرفتم… واسه همین کفشات و واسم گذاشتی و رفتی… قلب دومت و واسم گذاشتی و برای همیشه رفتی… ولی چرا دریا؟ تو که میدونستی عاشقشم … خواستی از اونم متنفر شم؟.. تبریک میگم کیم ته… تو موفق شدی
موفق شدی همونجوری ک همیشه دوسش داشتی تو دریا بمیری و من ازش متنفر کنی!… تو اینکار و نکردی ولی من دارم باهات خداحافظی میکنم ته… این آخرشه ته.. اخره ما بودنمون.. آخرین باریه که بهت میگم چقد دوست داشتم … چون این اخرین یادداشتیه ک برات مینویسم و قراره فراموش شی!… قراره بشی خاطرهای که بعدها برای نوههام تعریف میکنم… خداحافظ نیمهی از دست رفتهی وجودم… خداحافظ برای همیشه…
➖➖➖➖
دوباره مینویسم برات عزیزکم… توی همون کافه ساحلی که عاشقش بودی.. ولی اینبار دیگه تو نیستی که قهوه تلخ مورد علاقهتو سفارش بدی و با تعریف کردن از مزه تلخش باعث بشی حالم بهم بخوره.. دیگه نیستی تا با هربار در اوردن یه نخ از سیگارای برگی که همیشه دوسش داشتی باعث بشی از عصبانیت سرخ بشم و سرت داد بزنم که نکش برای ریه ات ضرر داره!! دیگه نیستی تا وقتی غم دارم بغلم کنی و زیر گوشم بگی “از هیچی نترس زندگی… من اینجام!.. هیچکس نمیتونه اذیتت کنه!…”
مگه قرار نبود اینجا باشی تا وقتی میترسم بغلم کنی تا بهت تکیه کنم و دیگه نترسم؟.چپس چرا نیستی؟ هوم؟ آه که چقد نیستی و چقد من از این نبودنت منتفرم… چقد از دریایی ک تورو ازم گرفت متنفرم… چقد از ویلایی ک توش اخرین خاطراتمون و ساختیم متنفرم و چقد از تو متنفرم !! چقدر از تو متنفرم که بی خداحافظی رفتی… چرا باهام خداحافظی نکردی زندگی؟ترسیدی جلوت و بگیرم؟..آره خب میگرفتم… واسه همین کفشات و واسم گذاشتی و رفتی… قلب دومت و واسم گذاشتی و برای همیشه رفتی… ولی چرا دریا؟ تو که میدونستی عاشقشم … خواستی از اونم متنفر شم؟.. تبریک میگم کیم ته… تو موفق شدی
موفق شدی همونجوری ک همیشه دوسش داشتی تو دریا بمیری و من ازش متنفر کنی!… تو اینکار و نکردی ولی من دارم باهات خداحافظی میکنم ته… این آخرشه ته.. اخره ما بودنمون.. آخرین باریه که بهت میگم چقد دوست داشتم … چون این اخرین یادداشتیه ک برات مینویسم و قراره فراموش شی!… قراره بشی خاطرهای که بعدها برای نوههام تعریف میکنم… خداحافظ نیمهی از دست رفتهی وجودم… خداحافظ برای همیشه…
- ۱۰.۰k
- ۱۶ آذر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط