{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توی تنهایی خودش بغض داشت ....

توی تنهایی خودش بغض داشت ....
ولی کسی درکش نمیکرد
از پشت شیشه استودیو همه چی برای ما واضح بود و مشخص بود که حمید جون خیلی خیلی خسته هستش
دیدگاه ها (۰)

دیروز با راغب جان رفتیم خونه همیشگی حمید بعد گذشت چند ماه ما...

قسمت بیست و شش

توضیحات در کپشن

«پشت نیمکت آخر»پارت ۳زنگ تفریح خورد.جون‌کوک هنوز سر جاش نشست...

#دلنوشت #استوری #تکست#زندگی #امید #امید_به_زندگی #دکلمه #حرف...

#اخرین_پست_امشب 🙏🏻🌹بعضی شب‌ها، آدم فقط دلش می‌خوادشهر بخوابه...

پشت صحنه لیسنینگ پارتی😂😂😂قیافه چان😂😂😂🐷🐰: چییی؟! چرا منو می‌ز...

برای عشقم برای پرنسس قلبم برای دختر کوچولو مو بنفش مشکیم اله...

رمان خبر ممنوعه پارت دوم ۲

ادامهانیا میاد بیوفته.........لوکاس می گیرت.شدامیان از عصبان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط