{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*گذری بر کوچه های کودکی

*گذری بر کوچه های کودکی

امروز...
از پشت پنجره ی خیال
کودکی هایم را نگریستم
کوچه هایش پر از گل های سرخ بود
خورشیدی پر از پاکی از میان ابرهای سفید بر من لبخند می زد
و روحم را غرق در مستی می نمود
شادی و خنده چون پیچکی بر تار و پود من تندیده شده بود
کوچه از بوی خوش سادگیِ بچگانه ام پر بود.
جویباری از لطافت و عشق از کنار کوچه هایش می گذشت
که پر از پونه های محبت و صفا بود...
سایه روشن هایی پر از یکرنگی و وفا
آسمانش،
پر بود از صدای بال چکاوک
در نم نم بارانی که از چشمانِ معصوم آن روزهایم می بارید،
بوی قهر قهر تا قیامت شنیده می شد
و قیامتش چقدر زود می آمد

و امروز...
و امروز چقدر پشت پنجره های زندگی برای چنین سفر هول انگیزی گریستم
کوچه هایی عاری از گل سرخ...
و قیامتی که هرگز برای آشتی کنان ما نخواهد آمد.
آن بوی آفتاب ،آن بال چکاوک،آن عطر پونه...
و ...
و حالا من مانده ام و مشتی شعر نسروده
در انتهای کوچه های بی آفتاب زندگی

_________________________________
*....جانان که تُ باشی ...*




#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن #تکست_خاص #عشق #تکست_ناب #خاصترین #عاشقانه #تنهایی #پست_جدید #دلنشین
دیدگاه ها (۱)

*بیا زندگی کنیمخورشید روزی دو بار طلوع نمی‌کندما هم دوبار به...

هییییییییی........... #لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #پستای_قبل...

تا حـالا شـده ، شـب گریـہ کنے تا صــدا پـا بشنــوےزودی اشڪات...

*[🍊🌱💕]U didn't have blue eyes so why did I drown in them...!...

گل های خاموشpart: 1 ...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۶

پارت ۱۸سوناده راحت توی وان بزرگ لم داد.آب گرم، صابون های معط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط