پارت

پارت

((انتقام عشق الکی))
پارت دوم
ته و کوک با هم یک خونه گرفتن و رفتن توش. خونه،یک اتاق کوچولوداشت و باید با هم تو یه اتاق و تو یه تخت می خوابیدن. خلاقه هرجا می رفتن پلیس پیدا شون می کرد. مافیای این داستان یعنی ته می دونست که کی لشون داده.
همینجوری گذشت که شب شد، تیهونگ رفت دو بطری مشروب و لیوان اورد. انها نا ساعت یک شب مشروب خوردن. بدنشون داغ بود و انگار تو بدنشثن اتش فشان فوران شده بود،برای همین ته پبشنهاد داد که برن و بستنی بخورند. جونگ کوک هم قبول کرد و باهم به بهترین بستنی فروشی ان محل رفتند ولی.....
دیدگاه ها (۰)

پارت۸|بازی بدون بازگشتکوک: بستنی بخوریم؟ته: بخوریمجین: شما ر...

شاگرد لوس من

پارت یازدهیون: راست میگی( گریه )ته: دارم راستی میگم چرا گریه...

{مافیایی برای من }پارت:۱۱+هی بیب بیا بریم بیرون_انیا چی؟+اون...

پارت ۲

ویو تهیونگ بعد از غذا:بند شدیم و اماده شدیم.تو ماشین بودیم ک...

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

پری کوچولوی من پارت ۷کوک: اروم رفتم و از پشت بغلش کردم. ته ت...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

پارت ۲۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط