خون شیرین

خون شیرین ⁵

خون شیرین ⁵

سونگمین:وای اگه ببیننمون چی؟

اگه بفهمن انسانیم بکشنمون چی؟ تو تئوری ها میگفتن که اونا از ادما بدشون میاد برایه همون اون دیوار رو درست کردن..

فلیکس:یا میمیریم یا زنده میمونیم بیاید بریم

جیسونگ:بیاید کاپشنمون اینا رو دراریم اینجا هوا خوبه و ابریه

سونگمین:اوکی

سونگمین:عجب جنگلیه

جیسونگ:اره.. ببینید اون قصر اولیه برا روباهاست.. اون دومیه برا گرگینه هاست...سومیه برا لاکپشت هاست.. چهارمیه برا پری دریایی هاست.. اخریه برا خوناشاماست.. به نظر میاد خوناشاما فرمان روان..

فلیکس:اره

-شما کی هستید؟؟

سونگمین_جیسونگ_فلیکس:جیغغغغغغ

فلیکس:لاقل یه اهمی اوهوم چیزی کن مردمم

_شما کی هستید؟

فلیکس:امم..خب..

جیسونگ:ما انسانیم

_چییی انسانن.. شما چطور تونستید بیاید اینجااا باید ببرمتون پیشه پرنس هوانگ

جیسونگ:هی هی صبر کن ما نمیخوایم بهتون اسیبی بزنیم. ما ماجرا جو هستیم و بخاطر کنجکاوی به اینجا اومدیم..

فلیکس:لطفا مارو نکشش لطفااا

_هی هی باشه باشه.. من اصلا دوست ندارم کسیو بکشم.. به نظر ادمایه خوبی میاید.. من یه روباهم.. پسره پادشاه روباه ها.. اسمم یانگ جونگینه

سونگمین:وای توچقد خوشگلییی یه سوال مگه اینجا ها هم فامیلی دارن؟

جونگین:یاا مگه ما عقب مونده ایم؟

سونگمین:خیر

+ جونگین:بیاید باید ببرمتون پیشه چانگبین

سونگمین:نههه لطفا مارو نکششینن جونگین خنده ای کرد و گفت:هی ما نمیکشیمتون.. چانگبین دوست پسرمه.. اون دو رگه ست روباه/خوناشام.. شخص خوبیه

جیسونگ:اها..میشه توضیح بدی از شهرتون؟

جونگین:چرا؟مگه میخواید اینجا بمونید؟

فلیکس:هی رفیق سرنوشته دیگه شاید ماهم اینجا ساکن شدیم

جونگین:ممکنه.. باشه الان توضیح میدم. بیاید تو راه توضیح بدم.. خب اینجا پنج تا قصر هست که هرکدوم برایه یه خاندان هستن.. خوناشاما قوی ترین ارتش رو دارن... بعد از اون ها گرگینه هان و بعد روباه ها و به ترتیب میره بعدی ها.. پادشاه خوناشام ها دوتا پسر و یه دختر داره.. هوانگ مینهو پسر بزرگ ترش هست که از مادر با بقیه جداعه اون دورگه خوناشام/گرگینه هست.. خیلی سرد و بی رحمه و رییس ارتش خوناشاما هست..بعدی هوانگ یجی هستش که دختری شجاع و باحاله.. بعدی هوانگ هیونجین هستش که بهش میگن پرنس هوانگ اون هم سرد و منطقیه ولی مهربونه..خب دیگه رسیدیم بیایدجیسونگ:واو چقد اینجا خشگله...
جونگین:اوهوم اینجا

__________________
سلام سلام نویسنده لیا هستم چطور بود
دیدگاه ها (۲)

intertwined fate of two enemies-part 18

#سناریو #درخواستی وقتی بازیگریم و تو یکی از فیلم هامون با یک...

I fell for my doctor- part 11

Part.4

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۸ چند روز از ماجرای کلاس قدیمی گذشته ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی پات پیچ خورده و نمیتونی راه بری اون میبی...

𝐍𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭✨️جِــ☆ئو‌نـــᵗ᷒ᰰ‌‌هــیـפּنـاᵗ᷒ᰰ𝐇𝐲𝐮𝐧𝐚🪼:قیافم معلوم ن...

#سناریو_استری_کیدزموضوع: وقتی با رفیقت رفتی بیرون ساعت 3 نصف...

free from the court (p3)

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط