free from the court (p3)

علامت من:○
علامت دیگران:_
#رها_از_دربار_پارت_سوم

دوتا لیوان نوشیدنی دستش بود.
یکیش رو به سمت من گرفت و گفت:" انقدر اذیتتون میکنن؟ دیدم چطور تلاش میکردین که از دستشون خلاص بشین."
وقتی آروم و با تردید لیوان رو ازش گرفتم، مثل خودم به نرده‌ها تکیه کرد و درادامه گفت:" من شاهزاده هوانگ هستم؛ هوانگ هیونجین."
بدون اینکه سَرَم رو برگردونم گفتم:" من‌هم شاهزاده هان هه‌جین‌ام."
_اوه! پس فهمیدم چرا انقدر مشتاقِ صحبت کردن با شما بودن. شما... همون شاهدختی هستین که به زودی ملکه میشه؛ مگه نه؟
نفس عمیقی کشیدم و گفتم:" بله همینطوره. خودمم دلیل این‌همه محبوبیتم رو نمیدونم؛ ولی احتمال میدم که دنبال اطلاعاتی باشن که من حتی ندارمشون!"
_اطلاعات؟
○یا اینکه فکر میکنن برنامه‌هایی واسه اداره‌ی کشور دارم که میتونن با مقداری چرب زبونی کاری کنن همش رو کفِ دستشون بذارم!
_و شما برنامه‌ی خاصی ندارین درسته؟
○شاهزاده هوانگ، نمیدونم چی میخواین یا دلیل اومدنتون به اینجا چیه اما اگه شماهم دنبال فهمیدن چیزِ مشابهی هستید، باید بهتون بگم که من حتی آماده‌ی همچین کاری هم نیستم!
_نه‌نه! من منظورم این نبود... عذرمیخوام...!
به طرفش برگشتم و با لبخند محوی گفتم:" اشکالی نداره. من باید عذرخواهی کنم. این روزا‌... یکم زیادی حساس شدم."
اون‌هم متقابلا لبخند پررنگ‌تری زد و بعد دوباره پرسید:" توی این زمان... حتما خیلی بهتون سخت گذشته؛ نه؟"
در همون حالی که میخواستم جوابی بهش بدم، نگاهم به مهمون‌هایی خورد که برای خداحافظی درحال بلند شدن بودن.
دلم میخواست بیشتر بمونم و حرف بزنم اما از طرفی نمیتونستم اون فضا و مهمونیِ کذایی رو تحمل کنم.
○اومم... خب آره؛ خیلی سخت گذشت. شاید یه‌روزی براتون تعریف کردم.
_یه روزی؟
○بله. بیاین بیشتر همدیگه رو ببینیم.
کمی چشماش برق زد و گفت:" اوه! حتما."
○توی دربار باغ گل‌های قشنگی داریم. نظرتون چیه اونجا باشیم؟
_عالیه. پس اگه وقت داشتین، باهن هماهنگ میکنیم.
و بعداز چندثانیه مکث گفت:" از هم‌صحبتی باهاتون خیلی لذت بردم بانو!"
آروم دستم رو گرفت، بوسه‌ی کوتاهی روش زد و با خنده رفت.
ادامه دارد...
#yuji
#تکپارتی#چندپارتی#سناریو#سناریو_درخواستی#درخواستی#استری_کیدز#اسکیز#فیک#فیکشن#رمان#وانشات#هان#جیسونگ#هیونجین#بنگچان#بنگ_چان#سونگمین#لینو#فلیکس#جونگین#آی.ان#چانگبین
دیدگاه ها (۷)

کی منظره پارت مست شدن هان بود!!!

پارت 18 رمان❤ عشق مدرسه ای ❤هیونجین: اها ویو ساعت 9 وقتی میخ...

آپدیت توییتر"WORKDOL"با عکسایی از چان و لینو تو این برنامه❤️...

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 3 | تو چرا برات مهمه؟!لوئیس لپ‌...

پارت 3 ★رمان ازدواج اجباری با هوانگ★هیونجین : افرین ات سرشو ...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۸ چند روز از ماجرای کلاس قدیمی گذشته ...

the end-part 3

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_9 فصل پنجم | کس...

خب شاید براتون سوال شده من برمیگردم یا نه؟خب اره برمیگردم ول...

⚖️🖤 وکیل من 🖤⚖️پارت ۶ — موکلی که اعصاب وکیلش را خرد می‌کرد! ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط