{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می شود بی تو باشم و باشی در من

می شود بی تو باشم و باشی در من
آخر برای تو یک زمانی قلبم بود وطن

آری یک زمانی آبادی تو بودم
من حس شوق آزادی تو بودم

یک زمانی عاشق و خراب من بودی
یادم نمی‌رود چقد بیتاب من بودی

یک زمانی همه جا حرف زبانت بودم
یادش بخیر وقتی ماه آسمانت بودم

یک زمانی همه ی خواب و خیالت بودم
با غم حسرت...تنها آرزوی محالت بودم

نمی‌خواهم
روی زخم گذشته ها نمک بپاشم

دوستت دارم
اما دیگه نمی‌خواهم با تو باشم

من همیشه شکستم تا نشکند بال و پرت
برو خدا به همراهت شکستنم فدای سرت
دیدگاه ها (۰)

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...

part:5{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

بسم الله الرحمن الرحیم بی‌هدفی از زبان چوپان پیر :عده‌ای هدف...

part 40****چو: «اشکالی نداره لارا.»یون‌کیونگ: «خب دیگه دخترا...

عاشقانه

خداحافظ ***رفيق روزهاي انتظار من ....خداحافظ ....دليل هر چه ...

...با من بمان که بی تو این بهار نمی‌خواهمدر هجـر مـی‌سـوزم و...

می خواهم از دنیا دور باشمموهایم را می بافم با بادبادکهاآرزوه...

امروز "۲۶" آبانه....تو فراموش کردی ولی من همچنان بااینکه ترک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط