یه‌بار‌‌تصمیم‌گرفتم‌زود‌بخوابم‌و‌قرص‌خوردم‌و‌همچنان‌از‌شد

یه‌بار‌‌تصمیم‌گرفتم‌زود‌بخوابم‌و‌قرص‌خوردم‌و‌همچنان‌از‌شد

یه‌بار‌‌تصمیم‌گرفتم‌زود‌بخوابم‌و‌قرص‌خوردم‌و‌همچنان‌از‌شدت‌خواب‌دارم‌میمیرم‌اون‌وقت‌دقیقا‌همون‌موقع‌همسایه‌مون‌تصمیم‌میگیره‌برای‌بچه‌دو‌ماهش‌تولد‌شیش‌ساعته‌بگیره‌و‌کل‌بچه‌مچه‌های‌فامیلشونو‌دعوت‌کنه‌و‌اهنگای‌چرت‌و‌پرت‌بزاره‌و‌همچنین‌صداشو‌تا‌ته‌زیاد‌کنه
#سم
#طنز
#اسید
#اسیدی
دیدگاه ها (۳)

#just_doktor p۷یک هفته به سختی برای سونگمین کوچولو گذشتهرشب ...

عاشق خسته ( پارت 24)

چندپارتی تهیونگ

آرزوی دیدارت را دارم..پارت 19["ویو سلین"]تهیونگ و مادر و پدر...

ONLY MINE PART 38اسلاید اول . لباسی که میرا تن ا/ت کرد اسلای...

بچه ها اگه بدونین چه اتفاق شومی برام افتاده من کل روز یا سرت...

وقتی دزدیدتت و....part²۱۰ دقیقه بعد بلاخره رسیدم پارکقرار بو...

سناریو درخاستی به عنوان دوست پسر (پارم کردین:)) پارت سه‌(توک...

#پارت57:بهار پشت چشمی نازک کرد و گفت:- جرعتش رو نداری! ارمیا...

طبقه ی دوم ؛ کلاس دهم انسانی ؛ نیمکت سومِ ردیف وسط ؛ درست سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط