باران عشقمیّ و اگر خوش نباری ام

باران عشقمیّ و اگر خوش نباری ام
هرلحظه غرق فاجعه یِ بی قراری ام
باتو دلم به وسعت خورشید روشن است
بی تو اسیر دغدغه های خماری ام
من عاشق توام ، تو عزیز دل منی
اینک بگو که توهم دوست داری ام
ای مهربانتر از همه ی هرچه دیده ام
از دست می روم تو بکن پاسداری ام
از آن زمان که روی تو را دید چشم من
دیگر ز هرچه غیر تو باشد فراری ام
دارم تو را شبیه نفس های زندگی
هرگز مخواه باتو نباشم قناری ام
هروقت می روم که رَوی از خیال من
می آای و به شوقِ وصالت میاری ام
اصل صواب زندگی ام با تو بودن است
وقتی که در درون وجودت بکاری ام
باتو همیشه خوشدلم و سبز شک نکن
باتو همیشه در هیجانی بهاری ام


‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱۰)

بندبند جانم❤️بہ دوست داشتنت بند استتو آن تپش بے قراریلابہ لا...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مدیر : حالا که اینطوریه اینارو ببین ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

#تک‌پارتیموضوع: (وقتی تولدشه)هان/ا.تروی صندلیش نشسته بود و غ...

𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐧𝐞𝐦𝐲'𝐬 𝐇𝐨𝐬𝐭𝐚𝐠𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭: ¹ویو اتهوا بارونی بود.صدای قطره‌های...

زیبای کوچک فریبکار

ترجمه‌ی مصاحبه‌ی مینهو برای مجله‌ی Numero TOKYO💬: عکاسی امرو...

سناریو هنتای : وسوسه ی دارچینی

Part "74"☆ویو هانا☆ساعت ۳ صبح بود. عمارت توی سکوتی سنگین و خ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۱ | «همه با هم» ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط