{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی جونگ کوک

چند پارتی جونگ کوک

وقتی هردوتون ایدل بودید...

+:قبول میکنم

انگار هنوز باورش نمیشد که قبول کردم برای چند دقیقه تمام داشت به من زول میزد که اخرش پاشدم و به سمتم اومد و منو محکم تو بغلش گرفت و چرخوند و از سر خوشحالی داشتن میخندید.منو‌ زمین گذاشت و گفت:

_:واقعا؟من باورم نمیشه(اشک شوق)
+:کوکی گریه نکن
_:(گریه شوق)


(زمان حال)

+:و این بود از داستان منو بابایی

علامت سوهو:!

!:وای مامانی‌یعنی بابایی با همه‌جنگید که با تو ازدواج کنه؟(کیوت و خوردنییییی)
_:اره پسرم من با همه جنگیدم تا با مامانی ازدواج کنم
+:کوک‌اومدی؟
!:بابایی(ذوق و دوید سمت کوک)
_:جان بابایی

و اینگونه بود که تا اخر عمر خوشبخت باهم زندگی کردن.

خب دیگه تموم شددددددددد❤️‍🩹❤️‍🩹💝💝💝❤️❤️❤️

مرسی بابت حمایت های قشنگتون💋💋💋💋❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹🛐🛐🛐🛐🛐

تا چند پارتی های دیگر خیدافظظظظطظظیییییییییی🥳🥳🥳🎀🎀🎀🎀
دیدگاه ها (۵)

وقتی بین بچه هاش فرق می‌گذاشت P²ساعت نزدیکای پنج بود که زنگ ...

رمان مافیاهای جذاب من ✸ فصل ۳# پارت ۷ ویو جیمین : من واقعا ا...

-درددد بلهه =جعون هستم - ای وایی خدایا داره قلبم میزنه چیز ب...

وقتی کابوس میبینی پارت 2(آخر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط