PART: 11
PART: 11
چند پارتی
ویو کوک
یکی از گل های میخک رویه میز رو ورداشتم
و تو دستم چرخوندم
کوک: اون عشقه
ا.ت: او. کوک.تو. عاشق. شدی. ( ا.ت ناراحت شد)
کوک: اره عاشق شدم ا.ت می خوای اون رو بببینی؟
ا.ت سری تکون داد
دستش رو گرفتم و بردمش سمت اینه ای که تو یه تم تولد بود و پشت سرش وایستادم
کوک: خب ا.ت خوب اون دختر رو تماشا کن خیلی قشنگه مگه نه؟ دختری که من در حسرتش موندم
ا.ت شوکه شده بود
برش گردوندم سمت خودم
گل میخک رو لایه مو هاش گذاشتم
کوک: خب ا.ت نظرت چیه من جئون جونگکوک یه پسر گول فروش با یه وضع مالیه نه چندان خوب و ناشنوا هستم قول میدم یه روزی خوشبخت ترین کنم آیا قبول میکنی مانه من بشی؟
ا.ت: ( شوکه)
وایی نه نکنه که
یهو منو بغل کرد
حرفش رو لب خونی کردم
ا.ت: باکمال میل
دستم رو رویه زاویه فکش گذاشتم و ل.بم رو رویه ل.بش و شروع به. ب.و س.یدن کردیم از شوق اشک می ریختیم من اشک های ا.ت رو با دستام پاک کردم و اون هم اشک های منو
جدا شدیم
ا.ت منو بغل کرد سرش رو نوازش کردم
کوک: تا عمر دارم پات می مونم مهم نیست چی بشه
ا.ت لبخندی زد
ازش جدا شدم
کوک: اااا ا.ت چیزه من باید بیام خواستگاریت یعنی چی کار باید بکنم( کیوت و استرس)
ا.ت: خب . کوک . من. نمی. دونم. ولی. باید. برم. به . مادر. و. پدرم. بگم.
کوک: واییی ا.ت نکنه که اونا یعنی خب من ...
ا.ت دستش رو گذاشت رو یه ل.بم
ا.ت: کوک. اونا. که .نمی. تونن . قید. دخترشون. رو بزنن. مگه . نه . من . به . خاطره. تو . هر . کاری . می. کنم
کوک: دختر من عاشقتم که( جذاب )
ا.ت لبخندی زد
رو یه میز نشستم کروات لباسم اذیتم میکرد یکم شولش کردم
دسته ا.ت رو گرفتم و نشوندمش رو پام
کوک: خبب بزار ببینم کجا بودیم
ا.ت خندید
کوک: اول خوشگلم این چه لباسی شما پوشیدی ها؟ ( بم)
ا.ت: کوک. لباسم. که . خوبه.
کوک: معلومه قشنگم تو همچی تو تنت خوبه اما از وقتی امدی چشم ۱۰ تا پسر رو کور کردی
دوباره خندید
کوک: یاااا ا.ت جدیماااا
ا.ت: میدونم. عشقم. چشم. ببخشید
کوک: هه نه دیگه نشد
یهو یهدمرده ای با داد وارد شد
مرده: ااااااااااااا.تتتتتتت کدوممممم گوریییییییییی( عربده )
ا.ت با لرز از رو پاهام پاشد
ا.ت: پ.پسر .ع.عمو
چییییی اونننن پسسسررر عموشههه
( علامت پسر عموش×)
×:که هرزگی میکنی اره
ا.ت: تو چ.چی میگییییی
خدایاااا گیری کردمااااا چرا اخههههه هیچی نمی فهمم چی میگن به زور کمی لب خونی کردم پسره امد که ا.ت رو بزنه که بلند شدم و حلش دادم
کوک: اولا یاد بگیر چطور با یه خانم رفتار کنی دومن توووو ککدومممم گووههیییی هههسستیییی که دستتتتت رووووو ناممززددددد مننننن بببللننددد ممیییکنییی( آخرش داد)
لبخندی زد
لبخونی کردم
×: ا.ت عمو میدونه یه بزار ببینم گارسون
نه.... یه گل فروش بدبخت و کر رو دوست داری
کوک: توووووووو
ا.ت جلوم رو گرفت
ادامه دارد...
چند پارتی
ویو کوک
یکی از گل های میخک رویه میز رو ورداشتم
و تو دستم چرخوندم
کوک: اون عشقه
ا.ت: او. کوک.تو. عاشق. شدی. ( ا.ت ناراحت شد)
کوک: اره عاشق شدم ا.ت می خوای اون رو بببینی؟
ا.ت سری تکون داد
دستش رو گرفتم و بردمش سمت اینه ای که تو یه تم تولد بود و پشت سرش وایستادم
کوک: خب ا.ت خوب اون دختر رو تماشا کن خیلی قشنگه مگه نه؟ دختری که من در حسرتش موندم
ا.ت شوکه شده بود
برش گردوندم سمت خودم
گل میخک رو لایه مو هاش گذاشتم
کوک: خب ا.ت نظرت چیه من جئون جونگکوک یه پسر گول فروش با یه وضع مالیه نه چندان خوب و ناشنوا هستم قول میدم یه روزی خوشبخت ترین کنم آیا قبول میکنی مانه من بشی؟
ا.ت: ( شوکه)
وایی نه نکنه که
یهو منو بغل کرد
حرفش رو لب خونی کردم
ا.ت: باکمال میل
دستم رو رویه زاویه فکش گذاشتم و ل.بم رو رویه ل.بش و شروع به. ب.و س.یدن کردیم از شوق اشک می ریختیم من اشک های ا.ت رو با دستام پاک کردم و اون هم اشک های منو
جدا شدیم
ا.ت منو بغل کرد سرش رو نوازش کردم
کوک: تا عمر دارم پات می مونم مهم نیست چی بشه
ا.ت لبخندی زد
ازش جدا شدم
کوک: اااا ا.ت چیزه من باید بیام خواستگاریت یعنی چی کار باید بکنم( کیوت و استرس)
ا.ت: خب . کوک . من. نمی. دونم. ولی. باید. برم. به . مادر. و. پدرم. بگم.
کوک: واییی ا.ت نکنه که اونا یعنی خب من ...
ا.ت دستش رو گذاشت رو یه ل.بم
ا.ت: کوک. اونا. که .نمی. تونن . قید. دخترشون. رو بزنن. مگه . نه . من . به . خاطره. تو . هر . کاری . می. کنم
کوک: دختر من عاشقتم که( جذاب )
ا.ت لبخندی زد
رو یه میز نشستم کروات لباسم اذیتم میکرد یکم شولش کردم
دسته ا.ت رو گرفتم و نشوندمش رو پام
کوک: خبب بزار ببینم کجا بودیم
ا.ت خندید
کوک: اول خوشگلم این چه لباسی شما پوشیدی ها؟ ( بم)
ا.ت: کوک. لباسم. که . خوبه.
کوک: معلومه قشنگم تو همچی تو تنت خوبه اما از وقتی امدی چشم ۱۰ تا پسر رو کور کردی
دوباره خندید
کوک: یاااا ا.ت جدیماااا
ا.ت: میدونم. عشقم. چشم. ببخشید
کوک: هه نه دیگه نشد
یهو یهدمرده ای با داد وارد شد
مرده: ااااااااااااا.تتتتتتت کدوممممم گوریییییییییی( عربده )
ا.ت با لرز از رو پاهام پاشد
ا.ت: پ.پسر .ع.عمو
چییییی اونننن پسسسررر عموشههه
( علامت پسر عموش×)
×:که هرزگی میکنی اره
ا.ت: تو چ.چی میگییییی
خدایاااا گیری کردمااااا چرا اخههههه هیچی نمی فهمم چی میگن به زور کمی لب خونی کردم پسره امد که ا.ت رو بزنه که بلند شدم و حلش دادم
کوک: اولا یاد بگیر چطور با یه خانم رفتار کنی دومن توووو ککدومممم گووههیییی هههسستیییی که دستتتتت رووووو ناممززددددد مننننن بببللننددد ممیییکنییی( آخرش داد)
لبخندی زد
لبخونی کردم
×: ا.ت عمو میدونه یه بزار ببینم گارسون
نه.... یه گل فروش بدبخت و کر رو دوست داری
کوک: توووووووو
ا.ت جلوم رو گرفت
ادامه دارد...
- ۲۹.۸k
- ۲۵ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط