عمومی ، اجتماعی

بنام خدای شهیدان
تلنگری بر ادعای دروغین و توخالی زن_زندگی_آزادی!!!؟؟؟
نقل قول است که :
روزی چوپانی گله گوسفندان را به آغل برد
و همه درهای آن را بست
چون گرگ‌های گرسنه سر رسیدند
درها را بسته یافتند
و از رسیدن به گوسفندان ناامید شدند
برگشتند تا نقشه ای
برای بیرون آمدن گوسفندان از آغل پیدا کنند
سرانجام ، گرگ‌ ها به این نتیجه رسیدند
که راه چاره
برپایی تظاهراتی جلوی خانه چوپان است
که در آن آزادی گوسفندان را فریاد بزنند
گرگ‌ها تظاهرات طولانی را برپا کردند
و به دور آغل چرخیدند
چون گوسفندان فریاد گرگ‌ها را شنیدند
که از آزادی و حقوق شان دفاع می‌کنند
برانگیخته شدند و به آن ها پیوستند
آن ها شروع به انهدام دیوارها و درهای آغل
با شاخ های شان کردند
تا این که دیوارها شکسته شد
و درها باز گردید
و همگی آزاد شدند
گوسفندان به صحرا گریختند
و گرگ‌ها پشت سرشان دویدند
چوپان صدا می زد
و گاهی فریاد می کشید
و گاهی عصایش را پرتاب می‌کرد
تا بلکه جلوی شان را بگیرد
اما هیچ فایده وثمری نداشت.
گرگ‌ها گوسفندان را
در صحرایی بدون چوپان و نگهبان یافتند
و آن شب
شبی تاریک برای گوسفندان آزاد و رها بود
و شبی اشتها آور
برای گرگ‌های به کمین نشسته
روزگار فعلی برخی‌ ها که ادعای دروغین زن ، زندگی ، آزادی دارند.
#آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان_عج
#ما_ملت_امام_حسینیم
#شهیدان
#دفاع_مقدس
#ایثار_و_جوانمردی
#کجا_رفت_تاثیر_سوز_دعا
#کجایند_مردان_بی_ادعا
#سردار_دلها
#رفقای_شهیدم
#رفیق_شهیدم_حسن_حسن_زاده_سرای
#حسن_ختام_عاشقی
دیدگاه ها (۰)

## «ماه، بوی باران می‌دهد»### پارت هشتم: فرار از عمارتصدای ب...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

♨️بیانیه نیروهای مسلح یمندر چارچوب عملیات علیه تجمع‌های نیرو...

#سرنوشت‌ـ‌اشتباهمقدمه﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋«نازنین»و «رومن» زمانی زو...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

### پارت چهاردهم: آخرین صخره‌ی طوفانبا صدای آژیر خطری که توی...

با خارها راهش را میبندم: شباهت ضلالت کوماری و بهائیت

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

🖤 OBSESSION | وسواس پارت دهم: عروسِ دشمنساعت هفت‌ونیم شب.الا...

خسف | قصه سی و چهارم: امام عسکری (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط