{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

『 #Dark Fantasy Romance 』

『 #Dark Fantasy Romance 』
The Scarlet Cure
━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━
پارتـ.ـ³³

کاترینا و جادوگرِ جنوب بازیِ کثیفی را شروع کرده بودند. آن‌ها از رازِ واقعیِ زهرِ اژدها و وابستگیِ حیاتیِ جونگ‌کوک به خونِ الوآ ذره‌ای خبر نداشتند؛ اما برای به زانو درآوردنِ پادشاه، اتهامی هوشمندانه تراشیده بودند: «الوآ، پرنسسِ آروندیل، پادشاه را طلسم کرده و عقلش را به بند کشیده است.» اتهامی که اگر در شورا جا می‌افتاد، اختیارِ کاملِ بازجویی و اعدامِ الوآ را به دستِ کاترینا می‌داد.
وقتی درهای عظیمِ تالارِ شورا با صدایی مهیب باز شد، تمامِ چشم‌ها به سمتِ ورودی چرخید.
کاترینا در صدرِ تالار ایستاده بود و جادوگرِ جنوب با آن عبای تیره و شیشه‌های سحرآمیزش کنار او قرار داشت. اعضای شورا با چهره‌هایی مشوش پچ‌پچ می‌کردند. اما مشهودتر از همه، نگاهِ منتظرِ آن‌ها برای دیدنِ «یک پرنسسِ طلسم‌کننده » بود.
جونگ‌کوک وارد شد؛ مقتدر، بی‌رحم و با نگاهی که تاریکیِ محض از آن می‌بارید. اما چیزی که شوکِ اول را به تالار وارد کرد، الوآ بود.
او عقب‌تر از پادشاه راه نمی‌رفت. لباسی تیره با یقه‌ی کاملاً پوشیده به تن داشت که تمامیِ آثارِ زخم‌های گردنش را پنهان می‌کرد. چهره‌اش نه‌تنها شبیه به جادوگرانِ خبیث یا اسیرانِ لرزان نبود، بلکه غرورِ سلطنتیِ خاندانِ ولتیر از بندبندِ وجودش می‌بارید.
کاترینا قدمی جلو گذاشت و با لحنی نیش‌دار فریاد زد:
— اعضای شورا! ببینید چطور پادشاهِ بلادمور یک دشمنِ جادوگر رو آزادانه کنار خودش راه میده! جادوگرِ جنوب قسم خورده که هاله و افکارِ پادشاه توسط این دختر مسموم و طلسم شده!
جادوگرِ جنوب با خنده‌ای خبیثانه شیشه‌ی دودآلودش را بالا آورد:
— برای اثباتِ این طلسم، باید با جادوی سوزاننده، روح و خونِ این دختر بازجویی بشه... اگر پاک باشه زنده می‌مونه، وگرنه جلوی چشم همه خاکستر میشه!
جونگ‌کوک دستش را روی قبضه‌ی شمشیرش فشرد. نیشخندِ سرد و پُر از تحقیری گوشه‌ی لبش نشست:
— طلسم...؟
او قدمی به سمتِ جادوگر برداشت.
جونگ‌کوک با صدایی بم و تکان‌دهنده که در تمام سالن پیچید گفت:
— جادوگرِ بی‌مقدارِ جنوب فک کرده می‌تونه ادعا کنه من طلسم شدم؟
در همین لحظه، الوآ بدون هیچ ترسی از میانِ گارد جلو آمد. او مستقیماً توی چشم‌های جادوگر زل زد و با صدایی رسا و پر از نفوذ گفت:
— اگر پادشاهِ شما طلسم شده بود، الان ارتشِ بلادمور پشتِ درهای آروندیل متوقف نمیشد و کشورِ من به زانو درنمی‌آمد! شما طلسم رو بهانه کردید چون از قدرت و تسلطِ پادشاه بر مرزها وحشت دارید!
جونگ‌کوک نگاهی سریع و آمیخته به تحصین به الوآ انداخت. سپس شمشیرش را چند سانتی‌متر از غلاف بیرون کشید..
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۶)

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط