دیگر نه توان عاشقی دارم...

دیگر نه توان عاشقی دارم...
نه توان نفرت را...
نه توان سکوت دارم...
نه توان فریاد کشیدن را
نه توان فراموشی
نه توان یادآوری
دیگر حتی نمی توانم...
رفتار زنانه داشته باشم
اشتیاقم به مرخصی طولانی رفته است
و قلبم کنسرو ساردینی ست...
که تاریخ انقضای آن سر رسیده است.
دیدگاه ها (۳)

پروانه جان

پروانه جان

پشتِ دیوارِ سردتدو هفته گذشته بود.دو هفته‌ای که توی اون، من ...

چند پارتی پارت ۱صدایِ خش‌خشِ برگ‌های پاییزی زیر پاهام، تنها ...

### پارت پنجم: «ورود به عمارتِ سایه‌ها»با بیرون آمدنِ تینا و...

پارت ۵

پارت سوم: قفسِ آهنیکلاس هنوز آروم بود که یهو صدایِ باز شدنِ ...

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

رمان: آخرین رقص در قصر#𝗧𝗵𝗲_𝗟𝗮𝘀𝘁_𝗗𝗮𝗻𝗰𝗲_𝗶𝗻_𝘁𝗵𝗲_𝗣𝗮𝗹𝗮𝗰𝗲Part_13فص...

رقص مرگ و عشقp¹⁵اشک‌ها مثلِ سیل رویِ صورتم جاری شده بودن. تم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط