{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام می کنم. رو بر می گردانی تا نادیده ام بگیری. اما همین

سلام می کنم. رو بر می گردانی تا نادیده ام بگیری. اما همین یعنی هنوز هم دلت این سوی دیده ات می تپد. خودت را به راه دیگری می زنی. راهی که هر دویمان خوب می دانیم به جایی ختم نمی شود. شاید نمی دانی برای فراموش کردن باید یاد بگیری، ببینی، دلتنگ شوی. پس رویت را برگردان. من تو را مثل کف دستم می شناسم. می دانم این تظاهرات به نادیده گرفتن یعنی هنوز یک جایی از کار می لنگد. باور کن این سرسنگین بودن ها هیچ دردی را دوا نمی کند. فقط چیزی در دلت سنگینی می کند. چیزی شبیه یک حرف. حرفی که بهتر است گفته شود. آن هم حالا که فاصله به اندازه تمام جواب سلام هایی که از تو طلب دارم بین ما سنگینی می کند...
#رادیو هفت
دیدگاه ها (۱)

●▬▬▬▬▬๑✿๑▬▬▬▬▬●🌱 کمپین «تقوا در دنیای مجازی»فضای مجازی بخشی ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

باران میباریدصبح بودپاییز بودپیاده بودم و تنها....

پارت ۴۶ | حقیقتتهیونگ چند دقیقه بعد از اتاق بیرون اومد.لینا ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

p8

داستان کودکانه «رقصِ گرانش در تالارِ تعادل» به نویسندگی رزیت...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁸مهم نیست که دیگران چی میگنواژها‌ و اندیشه ها ...

رمان انتقام ازدواج کامل

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط