{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از آسمانم ماتم ببارد

از آسمانم ماتم ببارد
هراس بی‌ تو ماندنم ادامه دارد

نمی‌نویسم ترانه بی‌ تو
چگونه پر کشد خیال واژه بی‌ تو

به لب رسیده جان کجایی
که برده طاقتم جدایی

باران تویی به خاک من بزن
بازآ ببین که بی‌ مه‌ تو من
هوای پر زدن ندارم

باران تویی به خاک من بزن
بازآ ببین که در ر‌ه تو من
نفس بریده در گذارم

مگر ندانی چو از تو دورم
بی‌راهه‌ای خموش و تار، بی‌‌عبورم

نمی‌توانم دگر برویم
که من اسیر این خزان تو به تویم

به لب رسیده جان کجایی
رهی نمانده تا رهایی

باران تویی به خاک من بزن
بازآ ببین که بی‌ مه‌ تو من
هوای پر زدن ندارم

باران تویی به خاک من بزن
بازآ ببین که در ر‌ه تو من
نفس بریده در گذارم
دیدگاه ها (۱)

کاش امشبم آن شمع طرب می‌آمدوین روز مفارقت به شب می‌آمدآن لب ...

خانه دوست کجاست ؟در فلق بود که پرسید سوار .آسمان مکثی کردرهگ...

باران برای تو می بارداین برگ‌های زرد به خاطر پاییز نیست که ا...

♫♫ چرا وقتی که آدم تنها میشهغم و غصه اش قد یک دنیا میشهمیره ...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

‍ 🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْ...

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط