{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موی خود بر شانه میریزی شرابی خب که چه

موی خود بر شانه میریزی شرابی خب که چه
مست میرقصی در آیینه حسابـی خب که چه

رویت آن سو میکنی ، تا باز می بینی مرا
در قدم برداشتن ها می شتابی خب که چه

مثل آهویی کــه گم کرده ست راه خانه اش
اینچنین بی تاب و غرق التهابی خب که چه

دوست داری که چه را ثابت کنی؟ راحت بگو
اینهمه لب میگزی در اضطرابی خب که چه

باز شهرآورد ِ بین "نه" و "آری" گفتنت
بازی لبهای قرمز، چشم آبی خب که چه

من دیده ندیده در پی توام دستم بگیر
باز چشمت را برایم می شرابی خب که چه

ای بلا ! تکلیف ِ من را زودتر روشن بکن
من بمیرم یا بمانم؟ بی جوابی خب که چه

دست بردار از سرم ، یا عاشقـم شو یــا برو
سایه ای در بستر بیدارخابی خب که چه

بر زمینت میزنم یک شب تو را خاهم شکست
روی دیوار اتاق و کنـــج قابی خب کـــه چه
دیدگاه ها (۲)

موی خود بر شانه میریزی شرابی خب که چهمست میرقصی در آیینه حسا...

موی خود بر شانه میریزی شرابی خب که چهمست میرقصی در آیینه حسا...

موی خود بر شانه میریزی شرابی خب که چهمست میرقصی در آیینه حسا...

.موی خود بر شانه میریزی شرابی خب که چهمست میرقصی در آیینه حس...

موی خود بر شانه میریزی شرابی خب که چهمست میرقصی در آیینه حسا...

موی خود بر شانه میریزی شرابی خب که چه مست میرقصی در آیینه حس...

#خب_که_چه........موی خود بر شانه میریزی شرابی، خب که چه؟مست ...

موی خود بر شانه می ریزی ، شرابی ، خب که چه ؟!مست می رقصی در ...

رویت آن سو میکنی ، تا باز می بینی مرادر قدم برداشتن ها می شت...

باز شهرآورد ِ بین "نه" و "آری" گفتنتبازی لبهای قرمز، چشم آبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط