موی خود بر شانه می ریزی ، شرابی ، خب که چه ؟!

موی خود بر شانه می ریزی ، شرابی ، خب که چه ؟!
مست می رقصی در آیینه ، حسابی خب که چه ؟! دختـــــرِ اربــــــابی و یک باغ نوبر مال توست
کرده ای پنهان به پیراهن ، گلابی خب که چه ؟! رویت آن سو می کنی ، تا باز می بینی مرا

در قدم برداشتن ها می شتابی ، خب که چه ؟! مثل آهویی که گم کرده ست راه خانه اش
این چنین بی تاب و غرق التهابی ، خب که چه ؟! من که جز بوسه ندارم هیچ کاری با لبت
این همه لب میگزی ، در اضطرابی ، خب که چه ؟! دوست داری که چه را ثابت کنی ؟ راحت بگو
سینه چاکِ تو هزار آدم حسابی ، خب که چه ؟! باز شهرآوردِ بین " نه " و " آری " گفتنت
بازی لبهای قرمز ، چشم آبی ، خب که چه ؟! من نخورده مست و پاتیل توام ، دستم بگیر
باز چشمت را برایم می شرابی ، خب که چه ؟! ای بلا ! تکلیف من را زودتر روشن بکن
من به میرم یا بمانم ؟ بی جوابی خب که چه ؟! آه ای شیطان فرشته ! لعنتیِ نازنین!
سایه ای در بستر بیدارخابی ، خب که چه ؟! دست بردار از سرم ، یا عاشقم شو یا برو
بر خودت می نازی و در پیچ و تابی ، خب که چه ؟! بر زمینت می زنم یک شب تو را خواهم شکست
روی دیوار اتاق و کنج قابی ، خب که چه ؟!
دیدگاه ها (۱)

سناریو🥂

007-پنهان در مه - پارت ۶۷

این پست رو انتخاب کردم که یه بحث ایدئولوژیک فلسفی رو براتون ...

پارت ۱۵

𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉 𝒕𝒐(در عمق نگاه تو)پارت𝟏𝟎...شوتو دستش را از ر...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

پیمان نقره ای

....تک پارتی از یونگی....

#تکپارتیموضوع:(وقتی که من رفتم بار اون نمیدونه ساعت ۴ برمی‌گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط