{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موی خود بر شانه میریزی شرابی خب که چه

موی خود بر شانه میریزی شرابی خب که چه
مست میرقصی در آیینه حسابـی خب که چه


رویت آن سو میکنی ، تا باز می بینی مرا
در قدم برداشتن ها می شتابی خب که چه

مثل آهویی کــه گم کرده ست راه خانه اش
اینچنین بی تاب و غرق التهابی خب که چه


دوست داری که چه را ثابت کنی؟ راحت بگو
سینه چاک ِ تو هزار آدم حسابی خب که چه

باز شهرآورد ِ بین "نه" و "آری" گفتنت
بازیِ لبهای قرمز، چشم آبی خب که چه

من نخورده مست و پاتیل توام دستم بگیر
باز چشمت را برایم می شرابی خب که چه


آه ای شیطان، فرشته! لعنتی ِ نازنین !
سایه ای در بستر بیدارخوابی خب که چه

دست بردار از سرم ، یا عاشقـم شو یــا برو
بر خودت مینازی و در پیچ و تابی خب که چه

بر زمینت میزنم یک شب تو را خواهم شکست
روی دیوار اتاق و کنـــج قابی خب کـــه چه
l
دیدگاه ها (۲)

تمام کافه‌های شــهر او را قــهوه نوشیدمولی فال من از فنجان ب...

برایت اتّفاق افتاده جسمت، درون چاه بابِل مانده باشد؟ دلت یک ...

مائیم و خیال یار و این گوشه ی دل...

#خب_که_چه........موی خود بر شانه میریزی شرابی، خب که چه؟مست ...

موی خود بر شانه میریزی شرابی خب که چهمست میرقصی در آیینه حسا...

موی خود بر شانه میریزی شرابی خب که چهمست میرقصی در آیینه حسا...

موی خود بر شانه میریزی شرابی خب که چهمست میرقصی در آیینه حسا...

موی خود بر شانه میریزی شرابی خب که چهمست میرقصی در آیینه حسا...

موی خود بر شانه میریزی شرابی خب که چهمست میرقصی در آیینه حسا...

.موی خود بر شانه میریزی شرابی خب که چهمست میرقصی در آیینه حس...

موی خود بر شانه میریزی شرابی خب که چهمست میرقصی در آیینه حسا...

موی خود بر شانه می ریزی ، شرابی ، خب که چه ؟!مست می رقصی در ...

باز شهرآورد ِ بین "نه" و "آری" گفتنتبازی لبهای قرمز، چشم آبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط