سوپرایزززز
I'm not jealous
part 45
انگار تازه با حرفش یادم اومد نفس بکشم
غلط نکنم رنگم داشت به بنفش میزد
خب چکار کنم دیگه تا حالا کسی عمدی منو نبوسیده بود
اونم کی؟
جعون جونگکوککککک
ناخواسته نیشم باز شد و مثل همیشه ذره ای خجالت نکشیدم بلکه الان قابلیت بندری زدن هم داشتم
با دیدن نیش شل شده ی من اونم خندید
+ ای جان تو فقط بخند زندگیم
فکر کنم اعترافاتم مرز روابط عاشقانه ی رو جابه جا کرد
چرا که این جمله ی کلیشه ای هم باید جونگکوک به من میگفت
همین هم که منو بوسید خداعه
خیلی جلوی خودمو نگرفتم که یه ماچ جانانه از لپش نکنم
_راحت باش
اول تعجب کردم و نفهمیدم منظورش چیه
بعد یهو گونه اش رو به سمتم آورد
چییییی من که افکارم و بلند نگفتم پس از کجا فهمیده؟
نکنه قابلیت ذهن خوانی داره؟
_نه ولی از قیافت همه چیز معلومه
+ تو از کجا...
با انگشت اشاره اش ضربه ای به پیشونیم زد و گفت
_از قیافت همه چیز تابلوعه
دیگه نمیتونستم انکارش کنم پس یا ماچ آبدار از گونه اش گرفتم سپس خیلی تمیز دندونامو توی پوست نرم صورتش فرو کردم
_داری چه کار میکنی؟
+ بالاخره باید یه نشانی از خودم جا بذارم تا چشم دخترا دنبالت نباشه
در حالی که فاصله مون یه بند انگشت بود توی صورتم پچ زد
_خیلی دارم جلوی خودمو میگیرم که نخورمت
پس اینم از این لاسا بلده
چشمم روشن
+ پس بخور
ولی شاید اون فرد اشتباهی رو انتخاب کرده بود
چون من خودم ازش بدتر بودم
+ کیه که بدش بیاد
بعد یه لبخند پسر کش زدم
سپس یه چشمک زدم ولی هر چی سعی کردم دخترونه باشه دست کمی از چشمک های پسرای هیز نداشت
این دفعه اون بود که تعجب کرده بود و من بودم که پیش قدم شدم
لبامو روی لباش گذاشتم و محکم مکیدم
من روی این بچه خوشگل کیس مارک نزارم مینجی نیستم
_پس مینجی کوچولوی من هم از این کارا بلده
+ آره تازه بیشتر هم بلدم میخوای نشونت بدم ؟
باز من سوتی دادم
یعنی نمیشه من یکبار آبروداری کنم
part 45
انگار تازه با حرفش یادم اومد نفس بکشم
غلط نکنم رنگم داشت به بنفش میزد
خب چکار کنم دیگه تا حالا کسی عمدی منو نبوسیده بود
اونم کی؟
جعون جونگکوککککک
ناخواسته نیشم باز شد و مثل همیشه ذره ای خجالت نکشیدم بلکه الان قابلیت بندری زدن هم داشتم
با دیدن نیش شل شده ی من اونم خندید
+ ای جان تو فقط بخند زندگیم
فکر کنم اعترافاتم مرز روابط عاشقانه ی رو جابه جا کرد
چرا که این جمله ی کلیشه ای هم باید جونگکوک به من میگفت
همین هم که منو بوسید خداعه
خیلی جلوی خودمو نگرفتم که یه ماچ جانانه از لپش نکنم
_راحت باش
اول تعجب کردم و نفهمیدم منظورش چیه
بعد یهو گونه اش رو به سمتم آورد
چییییی من که افکارم و بلند نگفتم پس از کجا فهمیده؟
نکنه قابلیت ذهن خوانی داره؟
_نه ولی از قیافت همه چیز معلومه
+ تو از کجا...
با انگشت اشاره اش ضربه ای به پیشونیم زد و گفت
_از قیافت همه چیز تابلوعه
دیگه نمیتونستم انکارش کنم پس یا ماچ آبدار از گونه اش گرفتم سپس خیلی تمیز دندونامو توی پوست نرم صورتش فرو کردم
_داری چه کار میکنی؟
+ بالاخره باید یه نشانی از خودم جا بذارم تا چشم دخترا دنبالت نباشه
در حالی که فاصله مون یه بند انگشت بود توی صورتم پچ زد
_خیلی دارم جلوی خودمو میگیرم که نخورمت
پس اینم از این لاسا بلده
چشمم روشن
+ پس بخور
ولی شاید اون فرد اشتباهی رو انتخاب کرده بود
چون من خودم ازش بدتر بودم
+ کیه که بدش بیاد
بعد یه لبخند پسر کش زدم
سپس یه چشمک زدم ولی هر چی سعی کردم دخترونه باشه دست کمی از چشمک های پسرای هیز نداشت
این دفعه اون بود که تعجب کرده بود و من بودم که پیش قدم شدم
لبامو روی لباش گذاشتم و محکم مکیدم
من روی این بچه خوشگل کیس مارک نزارم مینجی نیستم
_پس مینجی کوچولوی من هم از این کارا بلده
+ آره تازه بیشتر هم بلدم میخوای نشونت بدم ؟
باز من سوتی دادم
یعنی نمیشه من یکبار آبروداری کنم
- ۷.۷k
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط