زندگی من

زندگی من
پارت۱

#hasti
صبح پاشدم دیدن ارسلان هنوز خوابه
هستی:عشقم پاشو ساعت۷باید بری کافه رو باز کنی
ارسلان:اوکی بیا اول بغلم ببینم.ازش لب گرفتم پاشدم.
حاضر شدم.یه شلوار بگ مشکی پوشیدم با یه هودی طوسی و نایک مشکیامم پوشیدم
رفتم صبحونه بخورم
شاعت۷:۴۰دیقه زدم از خونه بیرون هستیم رفت سالن(هستی سالن تتو دارع)مشتری داشت

میدونم کمه ولی ببخشید
دیدگاه ها (۰)

پنهان عشق

پارت ۴= اووووووووومممم صد درصد + خب الهی شکر + راستی لیا تو ...

Part 49کیم‌ویا.تبا احساس خفگی از خواب بیدار شدمتهیونگ محکم ب...

ومپایر جذاب من. پارت ۴

رمان ملک قلبم پارت ۹۷ارسلان، بیدار شدم دیدم دیانا خوابه الهی...

(فردا صبح )دیانا:از خواب پاشدم تو بغل ارسلان بودم خودمو جدا ...

رمان بی سخن پارت ۵دیاناصبح تو اتاق با نور افتاب که به چشمم خ...

#پارت_۲#ناشناخته_ی_من_تا_ابد_بمان!دیانا: آقا نون و بیار من گ...

{رمان خلافکار جذاب من 😈 ❤️}Part¹⁸من از پس شما بر نمیام اوکی ...

رمان فرشته کوچولو پارت(1)دیانا: همینطوری که داشتم ناهار می‌خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط