Fate is predetermined.

part: 4۳


کیم گُنگ و کنجکاوانه به جونگکوک نگاه کرد " چه تیری؟"

جونگکوک دست هاش رو توی جیبش برد و نگاهشو داد به دریا و به تقلید از کیم جلو رفت و توی تراس ایستاد



-:مگه کار تو نبود ورشکست شدنشدن؟ تا بیان و محتاج تو بشن و الیزا مجبور شه باهام ازدواج کنه؟

کیم پوزخندی زد : احمقی جونگکوک؟ معلومه که کار من نبود...مطمئن باش اگر کار من میبود روحشون هم خبر دار نمیشد.. به جای اینکه من رو مقصر نشون بدن باید بگردن ببینن خودشون کجا پاشون رو کج گزاشتن


کیم حرفش رو با اطمینان و تحکم زد...به نظر نمیرسید کلکی تو کار باشه


______________

:اخ سرم

مینا سراسیمه نزدیک الیزا شد

مینا: خوبی عزیزم؟

الیزا دستی به سرش گرفت و بلند شد به تاج تخت تکیه داد

:مامان سرم خیلی درد میکنه
مینا: اخ بمیرم عزیزم، ببخشید مجبور شدیم

الیزا تازه موفق شده بود کامل چشم هاش رو باز کنه و با محیط اطرافش رو به رو شد

چند باری چشم هاش رو باز و بسته کرد

:مامان؟ ما چرا اینجاییم؟...مگه من تو اتاق خودم نبودم اینجا اتاق کیه؟

مینا نگاهشو از الیزا گرفت و اب دهنشو قورت داد " چیزه....برگشتیم خونه خاله میسون"
:چرا؟....دیشب؟...چرا یادم نمیاد


یول از بیرون اتاق وارد شد، چهرش مثل همیشه شاداب و خوش رو نبود
برعکس کمی خشک بود

یول: بگو بهش دیگه....الیزا، ما از اون خونه زدیم بیرون، و چون میدونستیم تو قراره مقاومت کنی بیهوشت کردیم...من و مادرت راضی نیستیم و نمیخوایم هیچکدوممون برگرده به اون عمارت


یول حرف هاش رو محکم میزد، انگار تصمیم اخرش بود

:ولی بابا
مینا: کافیه...استراحت کن منم میرم نهار درست کنم
دیدگاه ها (۳۲)

# قولی_که_شکست ###پارت ۸ تهیونگ گفت :_باشه عمه تهیونگ بلند ش...

عمارت مافیا 🍷✨️قسمت ⁴ساعت ¹² نصف شب ...دیدگاه نیلسو : ساعت ¹...

گل خونی پارت 53همه به تهیونگ و جونگکوک زل زده بودن تهیونگ اه...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 186♡⁠。⁠)⁩نفسش ر...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

part 58″صدای زنگ در″جین« کوک برو درو باز کن»جونگکوک بلند شد ...

وقتی پریود میشه part 1

THE FIRST KISSPART: 8بعد از حرفم سکوت کرد دوباره به سمت خونه...

برده عمارت جئون

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط