{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل خونی

گل خونی
پارت 53

همه به تهیونگ و جونگکوک زل زده بودن تهیونگ اهمیت نداد رفت پیش مادر و پدرش

+ سلام مامان

@ سلام عزیزم خوبی

+خوبم تو خوبی

@ خدارشکر خوبم

+ بابا کجاست

@ بابا سرویس بهداشتی

+ اهااا

@ دوستت رو معرفی نمیکنی

تهیونگ کلمه دوست رو شنید خندش گرفت

@ چرا میخندی

+ هیچی جونگکوک هستن دوست پسرم

- سلام

@ سلام پسرم

@ تو دوست پسر داشتی به من نگفتی

+ ببخشید کار داشتم یادم رفت بگم

@ اشکال ندارع

+ سلام  بابا

- سلام عمو

٫ سلام پسرم دوستته

+ بیا چرا همه فکر میکنن جونگکوک دوستمه

٫ پس چی

+ دوست پسرمه

٫ اووو مبارک باشه

+ مرسی 

٫ خواهش میکن

٫ چرا به ما نگفتی دوست پسر داری

+ سرم شلوغ بود می رفتم شرکت می‌آمدم خسته کوفته میخوابیدم

@ جونگکوک عزیزم تورو که اذیت نکرد که

-  ارع یکم

@ تهیونگ دفع اخرت باشع که جونگکوک منو اذیت میکنی

+ بابا دارع دروغ میگه

@ ارع سه بار خلاصه من حرفمو بهت گفتم

+ باشع چشم

@ جونگکوک هر موقع اذیتت کرد به من زنگ بزن

- چشم  ( با خنده )

+ عزیزم بریم خونه برات یک سورپرایز دارم ( باخنده )

- امشب میرم خونه خودمون

+ کی گفته

- من

+ میبینیم که کی میره

- باشع

@ تهیونگ

+ بله

@ بهت چی گفتم

+ بابا

٫ چیه

+ به مامان یک چیزی بگو

٫ چی بگم

+ بگو این موضوع بین منو جونگکوکه

٫ نمیتونم منو وارد این موضوع نکنین

- عزیزم من برم سرویس میام ( اروم که فقط تهیونگ بشنوه)

+ منم باهات میام

- باشع

+ مامان بابا ما میریم میایم

@ باشع .............
دیدگاه ها (۰)

بیست و یکظهر تهیونگ با صدای گریه و فخ فخ از خواب بیدار شدم ج...

part 58″صدای زنگ در″جین« کوک برو درو باز کن»جونگکوک بلند شد ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 211♡⁠。⁠)بابا خن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط