قرار ما زیر درخت بهار نارنج

پارت2
پرش به حال
جانا: باورم نمیشه که 7نفره اینجا نشستیم (گریه)
اعضا:(گریه)
نامی: خاب بچه ها از امروز باید خیلی بخودمون سخت بگیریم که هم بتونیم این درد رو فراموش کنیم هم به کارامون برسیم
تهیونگ: ولی هیونگ ما نمیتونیم فراموشش کنیم(گریه)
نامی: منم نمیتونم ولی مطمعنم جیهوپ اینجوری دوست نداره که ما عذاب بکشیم (گریه) بیایین بخاطر جیهوپ ادامه بدیم
اعضا: قبوله
(پرش به دو ماه بعد)
ویو جیمین
داغ مون هنوزم که هنوزه داغه و سرد نشده
جای خالی جیهوپ خیلی اذیتمون میکنه
امروز تو خونه مشترکمون بودیم دور هم نشسته بودیم مثل همیشه ساکت به یه گوشه ای از خونه خیره شده بودیم
که صدای زنگ موبایل نامجون هیونگ باعث شکسته شدن ابن سکوت شد
نامجون: الو؟!
نامجون: سلام... بله ممنون خوبیم
نامجون: اتفاقی افتاده؟
نامجون: چشم.. چشم حتما
نامجون: خدا نگهدار
کوکی: کی بود هیونگ
نامجون: پی دی نیم هیونگ بود گفت بریم کمپانی سریع کارمون داره
جانا: نه تورو خداااا اصلا حوصله ندارم
جین: ولی جانا اینجوری نمیشه تو این دوماه تو هیچ کدوم از کنسرتا نبودی...
جانا: شما که تو کنسرت بودین... بهم بگین حالتون با منی که نبودم چه فرقی داشت
فقط فرق بین منو شما اینه که شما جلو بقیه جوری رفتار میکنین که انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده ولی من نمیتونم(بلند)
اصلا ما احساس دارینن... یکی از ما مردهه میفهمیننن
شوگا: هییی با بزرگترات درست حرف بزن
(بلند)
جانا: دیگه بسه(گریه) این دوماه خیلی جلومو گرفتین همچیو ریختین توم خسته شدم دیگه...
ویو ادمین
جانا به سمت اتاقش رفت و وسایلاشو جمع کرد
جین: هی این وقت شب تنها کجا میخوای بری وایسا میخواییم بریم کمپانی
جانا: دیگه نمیکشم... اون همه سختی کشیدم ولی الان میخوام کنار بکشم
نامجون: هی بچه ها ما باید روحیمونو به دست بیاریم این هفته پایان قراردادمونه وقتی تمدیدش کنیم کمپانی ازمون انتظار داره خوب پیش بریم
جانا: موفق باشین
کوک: یعنی چی؟ چرا نمیگی موفق باشیم
جانا: من دیگه نمیخوام قردادمو تمدید کنم
نامجون: چیییی
جین با شتاب به سمت جانا رفت
جین: تو اصلا میفهمی چی داری میگی از سر خودخواهی میخوای همونو بدبخت کنی
جانا دیگه صبرش تموم شده بود چمدوناش رو برداشت و به سمت در رفت
جانا: خداحافظ اقایون
ویو جانا
سوار ماشینم شدم به سمت کمپانی رفتم اونجا کلی با پی دی نیم دعوا گرفتم و مجبور شدم بخاطر زودتر بیرون اومدن از گروه خسارت پرداخت کنم ولی اصلا برام مهم نبوداین گروه دیگه جای من نیست
من تصمیم گرفتم یه زندگی جدید رو شروع کنم
(پرش به ۱ماه بعد)
//////
خماریــــــــــی

شرط
لایک۱۷
کامنت۱٠


مــــــایــــل بـه حمـ🪻ــایت گــ🍒یــلاســـا
دیدگاه ها (۱۴)

p1جونگکوک:اوففففففف... خسته شدممممممتهیونگ: خسته نباشینامجون...

#عشق _بعد _نفرت پارت 13ات: اره نگران نباشید میام کوک: هر جور...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

پدر خوانده فصل دو

part 58″صدای زنگ در″جین« کوک برو درو باز کن»جونگکوک بلند شد ...

چند پارتی درخواستی

پارت۱

پارت 33 رمان عشق مدرسه ای مینهو: شاید لیسا: بزار 5 دقیقه دیگ...

پارت سه لونا: بیاین داخلویو لونا همشون اومدن داخل و مشغول حر...

پارت دوویو یوری نامی تنها کسیه که حاضرم جونم رو براش بدم همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط