{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفت

دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفت
زندگی بعد تو بر هیچ کس آسان نگرفت

چشمم افتاد به چشم تو ولی خیره نماند
شعله ای بود که لرزید ولی جان نگرفت

دل به هر کس که رسیدیم سپردیم ولی
قصه عاشقی ما سر و سامان نگرفت

تاج سر دادمش و سیم زر، اما از من
عشق جز عمر گرانمایه به تاوان نگرفت

مثل نوری که به سوی ابدیت جاریست
قصه ای با تو شد آغاز که... پایان نگرفت...
دیدگاه ها (۱)

در کنج دلت ذره‌ای احساس نداریﻣﺎﻧﻨﺪ ﺩﻝ ﻣﻦ دل حساس نداریﺑﻬﺘﺮ ﮐ...

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرمغرق دریای شرابم کن و بگذا...

تو با شرم قشنگ عمق چشمانت . . .مرا وقتی تماشا می کنی عشق است...

چشم تو مجموعه ی شعر و نگاهم ناشر استچشم هایت سوژه ی خوبی برا...

مثل نوری که به سوی ابدیت جاریست..❤قصه ای با تو شد آغاز که پا...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفتزندگی بعد تو بر هیچ کس آس...

دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفت زندگی بعد تو بر هیچ‌کس آ...

دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفتزندگی بعدِ تو بر هیچ کس آ...

خشكيد و زمين سوخت و باران نگرفتزندگي بعد تو بر هيچ‌كس آسان ن...

دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفتزندگی بعد تو بر هیچ‌کس آس...

دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفتزندگی بعد تو بر هیچکس آسا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط