{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پکیج_هنری_۳

#پکیج_هنری_۳

شب سردی است و من افسرده.
راه دوری است و پایی خسته.
تیرگی هست و چراغی مرده.

می کنم تنها از جاده عبور:
دور ماندند ز من آدمها.
سایه ای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غم ها.

فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا به دل من
قصه ها ساز کند پنهانی.

نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر سحر نزدیک است.
هر دم این بانگ برآرم از دل:
وای این شب چه قدر تاریک است!

خنده ای کو که به دل انگیزم ؟
قطره ای کو که به دریا ریزم ؟
صخره ای کو که بدان آویزم ؟

مثل این است که شب نمناک است.
دیگران را هم غم هست به دل
غم من لیک غمی غمناک است.

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۱)

راه دوری است و پایی خستهتیرگی هست و چراغی مردهمی کنم تنها از...

شب سردی است و من افسرده راه دوری است و پایی خسته تیرگی هست و...

شب سرديست و من ، افسرده راه دوريست و پايي خسته ، تيرگي هس...

شب سردی است و من افسردهراه دوری است، و پایی خستهتیرگی هست و ...

نیست رنگی که بگوید با مناندکی صبر، سحر نزدیک استهر دم این با...

شب سردی است و من افسردهراه دوری است و پایی خستهتیرگی هست و چ...

.نیست رنگی که بگوید با مناندکی صبر...سحر نزدیک استهر دم این ...

شب سردی است و من افسرده.راه دوری است و پایی خسته.تیرگی هست و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط