سناریو 🤍

سناریو 🤍

وقتی داری از کنارشون رد میشی و به دلیل کم بودن جا پات به پات گیر کنه و توی بغلشون بی افتی🗿✨
(ب عنوان دوست پسرت)

نامجون
_خوبی چیزیت که نشد؟
از تو بغلش میای بیرون...
+نه نه نه چیزیم نشد ممنون

جین
_یا خدا چی شد یهو خوبی؟
+اره خوبم

شوگا
_ببخشید من تخت خواب نیستم که روم می افتی!
+نه فقط تعادلمو از دست دادم!

جیهوپ
_عام خوبی سالمی ؟
+اره خوبم چیزیم نشد ممنون
_خوبه مواظب اینجا جا کمه می افتی
+باش حواسمو جم میکنم :)

جیمین
_موچی خانم زمین دلش میخواد بغلت کنه بخاطر همین افتادی!(لبخند)خوبی؟
+(لبخند دندون نما)اره خوبم ممنون

تهیونگ
_واییی ا/ت بلند شو
+وایی ببخشید افتادم روت
_چی میخوری تو عین خرس گنده ای بخدا پاهام شکست
+تهیونگگگگ!🗿
_چ...چیز مواضب خ...خودت باش 🙂✨

کوک
دستاشو دور کمرت حلقه می‌کنه و تورو به خودش نزدیکتر می‌کنه
_خوب موقع ای اومدی بیبی گرل
+هوم...
سرتو روی سینه اش میزاری و بیشتر بهش می‌چسبی

خب حالا از تخیلاتت بیا بیرون...
اونجا جای خوبی نیس 🙂✨
دیدگاه ها (۳)

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏+صبح شده بود یادم افتاد قراره امشب با بچه ها بریم بار ا...

سناریو بلولاک/قفل آبی

«𝓴𝓪𝓯𝓮𝓱 𝓪𝓻𝓪𝓷 𝓮𝓼𝓵𝓸»« پارت : ۲ » بالاخره وقت تعطیلی کافه رسید و...

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 11 | بالاخره مال من شدی! ❤️‍🔥صب...

رئیس دوست داشتنی من پارت یازدهمصبح بود ومن سرکار بودم مشغول ...

ریاکشن

پارت ۲۶

پارت 42 𐙚ویو آت:با چیزی که دیدم، واقعاً کپ کردم... 😳همون‌جا ...

Pat:5اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک. جواب دادم و سریع گفت زنتو گ...

پارت ۱۰ پدرم بود گلویم را صاف کردم و آیکون سبز رنگ را فشار د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط