{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم رب الشهدا و الصدیقین

بسم رب الشهدا و الصدیقین

عکس العمل حساب شده

راننده کامیونها می گفتند: اگه ما رو اعدام هم بکنین، با این همه مهمات به خط مقدم نمی رویم! وقتی صحبتها و اعتراضات آنها تمام شد، کاوه شروع کرد به صحبت، گفت: ما اینجا هیچ کس را با زور به خط نمی بریم، خیلی از این بچه ها که الان می بینیدشون، برای رفتن به خط گریه می کنن، سعی شون اینه که از هم سبقت بگیرند. بعد هم بدون اینکه یک کلمه درخواست ماندن از آنها بکند، گفت: انشاا... سعی می کنیم بار کامیونها تون رو همین جا خالی کنیم. کاوه وقتی ازدهام بچه ها را دید، گفت: بهتره بریم دفتر ما، بقیه حرفها را آنجا می زنیم.

نیم ساعت نگذشته بود که جلسه کاوه با آنها تمام شد و همه شان آمدند بیرون، بعضی هایشان داشتند گریه می کردند.

نمی دانم آن روز کاوه به آنها چه گفته بود که از این رو به آنرو شدند. همان روز کامیون ها همه ی مهمات را رساندند منطقه..

شادی روح شهدا امام شهدا صلوات

اللهم الرزقنا شهادت فی سبیلک
http://line.me/ti/p/%40yck0500m

التماس دعا
دیدگاه ها (۷)

دنبال کن دنبال شی رقیه فمیلی رقیه دوست داره

یاد نوشته‌ی طنزی افتادم که می‌گه خونه‌ی پدری هر کاری کردیم گ...

وقتی این حرامزاده نجس در سازمان ملل پیجر را بالا گرفت

سایه‌های کلاغپارت سی‌وششم | گناهی که مال او نبودشب...سکوت سن...

پارت ۵ حسنا ی لحظه غمگین شد که قراره خانوادش و ( محنا ) رو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط