مه بارقه ای است در شبستان حسین

مه بارقه ای است در شبستان حسین
شب، حادثه ای ز درد پنهان حسین
هر صبح، ز دامن افق، خون آلود
خورشید بر آید از گریبان حسین
دیدگاه ها (۱)

🌸برخيز كـه شب گذشت و خورشيد دميد☀️🌸سر زد ز افق تلاءلو عشق و ...

آقای - خوبی - هاسلام آقای مهربون ای خوشا روزا که ما معشوق را...

#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب آفرینش ز غبار قدم توست حسینآسمان س...

مظهرِ بر صبر و وفا ای پدرم، ای پدرمفخر منی من به فدایت، گهرم...

در پسِ این کوچه‌های مه‌گرفته، دور و تارمی‌درخشد خنده‌ای، مان...

زلف و رخسار تو ره بر دل بی‌تاب زنندرهزنان قافله را در شب مهت...

گرت روزی به کام خویشتن بینم، چه خواهد شدوگر از گلشن وصلت گلی...

بیا ای عشق، کز هجر تو بی‌تابم هنوزدر این شب‌های بی‌پایان، در...

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

( فکر کن چقدر بی شرف هستی اومدی پست راجب جوون های ایران رو‌گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط