{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز لبخند بزن

باز لبخند بزن
قوری قلبت را
زودتر بند بزن
توی آن
مهربانی دم کن
بعد بگذار که آرام آرام
چای تو دم بکشد
شعله اش را کم کن.
خنده هایت قند است
چای هم آماده است
چای باطعم خدا
بوی آن پیچیده
از دلت تا همه جا
پاشو مهمان عزیز
توی فنجان دلم
چایی داغ بریز...
دیدگاه ها (۳)

و حالا پاییز آرام و نجیب با چمدانی پر از برگهای طلایی از راه...

Eight

پارت آخر ---صبح شد. نور کمرنگ از لای پرده‌ها به داخل می‌ریخت...

دو پارتی از نامجون پارت ۲از آشپزخانه صدای باز شدن یخچال و ظر...

رمان انفجار و امید

🍰 پارت اول | اولین لبخندصدای زنگ کوچکی که بالای در قنادی نصب...

سناریو باجی کیسوکه

پرسه در جنگل... صبح...نور ملایم خورشید اتاق را روشن کرده بود...

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊سایه های عشق.📜.🖇️.📜پارت پنج: چند روز بعد، تهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط