{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب پریشانم بیا پیمانه برداریم

امشب پریشانم بیا پیمانه برداریم
رخت عزا را از تن این خانه برداریم
من از شراب کنج لبهای تو سر مستم
رخصت بده تا می از این میخانه برداریم
باید دوباره عشق را از سر بگیریم
تا پیله ها را از تن پروانه برداریم
مثل کبوتر هر کجا بالی گشودیم
جَلدی شویم از گنبد هم دانه برداریم
من با دلم تصمیم دارم صبح یک روز
دست از سر این خانه ی ویرانه برداریم
گرچه شکسته بال پرواز من و تو
اما بیا تا یک قدم مردانه برداریم
دیدگاه ها (۱۱)

عاشقانه های شبنم

.ساکنم بر درِ میخانه که میخانه از اوستمی خورم باده که این...

,،،ساکنم بر درِ میخانه که میخانه از اوستمی خورم باده که این ...

ساکنم بر درِ میخانه که میخانه از اوستمی خورم باده که این باد...

ساکنم بر درِ میخانه که میخانه از اوستمی خورم باده که این باد...

ای بنده بیا ساکن میخانه ما باشما شمع تو گردیم وتو پروانه ما ...

ای بنده بیا ساکن میخانه ما باشما شمعِ تو گردیم و تو پروانه م...

ساکنم بر درِ میخانه که میخانه از اوستمی خورم باده که این باد...

ساکنم بر درِ میخانه که میخانه از اوستمی خورم باده که این باد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط