{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دردمندان را دوایی نیست در میخانه ها

دردمندان را دوایی نیست در میخانه ها
ساده دل آنکس که پیمان بست با پیمانه ها

مست توحیدم نه مست باده اندیشه سوز
سر خوشی ها را نجویم از در میخانه ها

عکس روی باغبان پیداست در هر برگ گل
سیر کن نقش خدا را در پروانه ها

داستان اهل دنیا را به دنیا دار گوی
گوش من آزرده شد از جور این افسانه ها

گر که جویی روشنی، در خاطر بشکسته جوی
رونق مهتاب باشد در دل ویرانه ها

سر بپای بینوایان منهم تا زنده ام
چون خدا را دیده ام در کنج محنت خانه ها
دیدگاه ها (۱)

ﺍﺷﺘﺒـــﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨــﯽﻧﺒﻮﺩﻧـــﺖ ﻣــﺮﺍ ﻧﺸﮑﺴــﺖﻫﯿﭽﮑـــﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺁﻩ...

دکتر گــُــفـــــت آ آ آ آ آ آ کــــُـــــن.........هــیــ...

خودم فهمیده بودم ڪہ دارے از دسٺ من میرے... آخہ خوابټ...

اگر روزی یادم در حواشی افکارت گذر کرد و یا چهره ام در حواشی...

عاشقانه های شبنم

دردمندان را دوایی نیست در میخانه هاساده دل آنکس که پیمان بست...

دلبری دارم که نامش ساغر دردانه استخانه اش گلخانه، جایش گوشه ...

دلبری دارم که نامش ساغر دردانه استخانه اش گلخانه، جایش گوشه ...

چون گل رویا به گلزار عدم روییده‌ایممنّتی از هستیِ ما بر سر د...

رستاخیز صورتم گلگون از حادثه هاست... جام اشکی در چشم... دل د...

...سلسله موی‌تو کرده‌مرا مست مستآن‌خم‌ابروی توکرد چنین می پر...

...من از این توطئه‌ی عشق گریزانم و تو غم دنیا به دلم مان...

عهد کردم با دل دیوانه ام ره نیابدکس دراین ویرانه امخالیش بگذ...

از همان اشعار حاشیهدختری زیبا بود اسیر پدری عیاش، که درآمدش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط