عشق در نفرت

p15
÷دفه اخرت باشه اذیتش میکنی
_چیه نکنه عاشقش شدی
÷تهیونگ یکم مختو به کار بنداز برای امتحانا قراره مدیر های مدرسه های دیگه و از همه مهم تر مدرسه رقیبمون بیان اینجاهم دوربینه اگه این دختررو اذیت کنی ممکنه ببینن و امسالم به بازیم
منو باش فک کردم حس برادرانش گل کرده نگو بخاطر خودشون بود واقعا که..
×هیونگ میتونستی خلاصه بگی این همه توضیحات لازم بود¿
_کوک اینارو جم کن من برم کار دارم
÷راس میگه منم باش میرم
×هااا
(علامت ای یونجونه پدصگ چی بود؟ این بود؟€)
€شماکه هنوز وایسادین کاری انجام نمیدین
×یااا هیونگ ترو خدا ول کن
€بخاطر این حرفت ۴نمره منفی میگیری بیشتر اشغالارو تو جم میکنی
×من از همه کوچیک ترم دارین زور میگین🥲
€زود جم کنین
×هیونگ من داداشتم بامن کار نداشته باش
€من مامان نیستم گند کاریاتو جم کنه ها زودباش
_منکه رفتم بای
÷منم میام
_بیا
×منم میام
÷_توکجا؟وایسا اشغالارو جم کن
+یااا این زور گوییه یونجونااا ببین دارن در میرنن
÷_×€یونجون؟
+ام خوب منظورم استاد بود
€آهای شماها بیان اشغالارو جم کنین حتا تو تهیونگ زوددد
×÷_ایشش
_عمرن من اینکارو بکنم
.
.
_آخخخ کمرممم کوککک من این داداشتو میکشم
×یاا نگو صداتو میشنوههههه
_من نمیخواممم
÷تهیونگ خفه شو بخاطر غر زدنات تنبیهمون دوبرابر شددد
_منکه دیگه نمیکشم اوت دختره ی لوس چرا کاری نمیکنه
×اون جم کرد بخاطر تو به تنبیه ما اضافه شد
_مامان😭😭
.
.
€سریعتر کار کنیننن
+میگم فک نمیکنی زیادی داری بشون سخت میگیری
€حقشونه
+اولین باره اینجوری تنبیه میشن؟
€اره معلنای قبلی کارشون نداشتن
+ولی چرا از تو حساب میبرن
€ازمن میترسن😂
+جدی؟
€اونا از دونفر میترسن یکیش منم
+و اون یکی؟
€مامان تهیونگ
+میگم کوک چیزی نگفت تهیونگ بود که موهامو میکشید جیمینم بهش گفت نکنه....خب..
€میخوای تنبیه کوک و جیمینو تموم کنم؟
+آمم..خوب..با...باورم نمیشه اینو میگم...ولی تهیونگم....😁
(چپ نگاش میکنه)
€........
+خب میدونم قبول نمیکنی ولی میش..
€اهاییی شما سه تااا برین سر کلاستوننن
_×÷اخیشش
.
.
€خب میخوام گروه بندیتون کنم واسه امتحان امسال کارتون سخت میشه بخاطر تغلبای بعضیا(به کوک و ته نگا میکنه)که برگه هارو عوض میکردین جلو چشم معلم ..امتحان میان ترمتونو نمونه ای از امتحان پایان ترمتون میدم تا اماده باشین..خب برای امتحان زیست شناسیتون یه پروژه باید درست کنین گروه های دونفرتون میکنم و بعد یکی از کاغذای داخل جعبه رو برمیدارین اسم هر حشره ای بهتون افتاد درمورد همون تحقیق میکنین واسه همین فردا میریم جنگل و سه روز میمونیم توی این سه روز وقط دارین درمورد اون حشرع اطلاعات کامل بدین...
.
.

میلی و جیهوپ ، تهیونگ و.......
دیدگاه ها (۱)

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

گل خونی 🥀پارت 48+ بیبی انقدر داد بیداد نکن وگرنه - بزارم زمی...

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

پارت ۲ | میز دردسرسازصبح روز بعد، تهیونگ دقیقاً ساعت ۷:۵۹ وا...

My Boy❄

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

پارت ۹÷‌ خب چیکار کنم همیشه همینم = من قهرممممممم ( در حال گ...

^وقتی اعضای بی تی اس یه فرصت پیدا میکنن تا از هم دیگه شکایت ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۴ | «فقط یک چیز دیگه!» 😂🛍...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط