بی تو مهتاب شبی ؛ باز از آن کوچه گذشتم
بی تو مهتاب شبی ؛ باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم ، خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !
یادم آمد تو به من گفتی ؛ ازین عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن ،
آب آیینه عمر گذران است ،
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است ؛
باش فردا که دلت با دگران است !!
به تو گفتم : حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم !
..............................................
گزیده ای از شعر معروف کوچه اثر شاعر توانمند ایران فریدون مشیری
همه تن چشم شدم ، خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !
یادم آمد تو به من گفتی ؛ ازین عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن ،
آب آیینه عمر گذران است ،
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است ؛
باش فردا که دلت با دگران است !!
به تو گفتم : حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم !
..............................................
گزیده ای از شعر معروف کوچه اثر شاعر توانمند ایران فریدون مشیری
- ۲.۴k
- ۲۰ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط