{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Ahmad Salimi:

Ahmad Salimi:
لیلےِ شعـرم بیا
اینجا هوا دَم ڪرده است

هجــر چشمانت مرا
لبریز ماتم ڪرده است

لیلےِ شعرم نمے دانے
ڪہ دور از یاد تـو

هر غـزل چشمان من را
خیس شَبنـم ڪرده است



💞 💞
دیدگاه ها (۱)

گفتم ڪـہ دلتنگم بیـا اے آنڪہ درمان منیگفتے ڪنارم هستے وهموار...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط