{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم یا اگر شادی زیبای تو را

به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم یا اگر شادی زیبای تو را

به غم غربت چشمان خودم می بندم

من صبورم اما

چقدر با همه ی عاشقیم محزونم و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ

مثل یک شبنم افتاده ز غم مغمومم .

من صبورم اما 

بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم

بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب

و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند می ترسم .


من صبورم اما ، آه ، این بغض گران صبر نمی داند چیست
"معمار"
دیدگاه ها (۲)

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

من صبورم اما . . .به خدا دست خودم نیست اگر می رنجمیا اگر شاد...

من صبورم اما... به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم یا اگر شادی...

من صبورم اما... به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم یا اگر شادی...

من صبورم اما… به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم یا اگر شادی ز...

من صبورم اما به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم یا اگر شادی ...

من صبورم اما . . . به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم یا اگر ش...

من صبورم امّا... به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم یا اگر شاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط